آبخورش

لغت نامه دهخدا

( آبخورش ) آبخورش. [ خوَ / خ ُ رِ] ( اِ مرکب ) در تداول عامه به معنی نصیب و قسمت.
- آب خورش کسی از جایی کنده شدن؛ از آنجای کوچ کردن و رفتن او.

فرهنگ معین

( آبخورش ) (خُ رِ ) (اِمص. ) (عا. ) نصیب، قسمت.

فرهنگ فارسی

( آبخورش ) ( اسم ) نصیب قسمت. یا آب خورش کسی از جایی کنده شدن. از آنجا کوچ کردن و رفتن وی.
در تداول عامه یعنی نصیب و قسمت

ویکی واژه

آب‌‌ خورش
نصیب، قسمت.

جمله سازی با آبخورش

💡 نی خوابگهش به مرغزاری نی آبخورش به چشمه ساری

💡 هر که آلوده به گل رهگذرش کی ز گل پاک بود آبخورش

💡 ممان کز علف هیچ یابند بهر نهان آبخورشان بیاکن به زهر

💡 با کشت ما که آبخورش آتش دلست سرگرم شد سموم و ستم بر سموم رفت