فرهنگ معین
( آب پاشان ) (بْ ) (اِمر. ) نک آبریزگان.
( آب پاشان ) (بْ ) (اِمر. ) نک آبریزگان.
( آب پاشان ) = آبریزان
( آب پاشان ) ( اسم ) ( جشن آب پاشان ) جشنی در ایران باستان که تا عهد صفویه بر پا میشده
آب پاشان
(قدیم) جشنی که روز سیزدهم تیرماه هر سال برگزار میشد و در آن آب یا گلاب بر سر و روی هم میپاشیدند. آبریزگان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آب پاشان است در کوی پری رویان یزد تا نمانی پای در گل چشم بر روزن مکن
💡 این جشن در کنار آبها، همراه با بزمهایی وابسته با آب و آبپاشی و آرزوی بارش باران در سال پیشِ رو همراه است و همچون دیگر جشنهایی که با آب در پیوند هستند، با نام همگانی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شدهاست. مردم در این جشن با پاشیدن آب به یکدیگر، آرزوی باران و دوری از خشکسالی میکنند.
💡 در برخی سامانها و بومسارها مانند فراهان صدها سال است این جشن به شیوه با شکوه در آغاز تیر برگزار میشود. یکی از مناسک ویژه در جشن تیرگان فراهان رسم آب پاشان است که با آرزوی بارش مطلوب باران در سال پیش رو، برگزاری فال کوزه و دستبند تیر و باد همراه است.