لغت نامه دهخدا
( آبریزان ) آبریزان. ( اِ مرکب ) رجوع به آبریزگان شود.
( آبریزان ) آبریزان. ( اِ مرکب ) رجوع به آبریزگان شود.
( آبریزان ) جشنی که در قدیم ایرانیان در روز سیزدهم تیرماه می گرفتند و بر یکدیگر آب یا گلاب می پاشیدند و این رسم تا زمان صفویه برقرار بوده، آب پاشان، آب تیرگان.
( آبریزان ) ( اسم ) ۱ - جشنی که در روز سیزدهم تیرماه در ایران باستان بر پا میداشتند و آب بر یکدیگر می پاشند آبریزان. ۲ - نوعی از طعام.
آبریزان
(قدیم): آبپاشان
💡 و در آن حقایق را آن گونه اظهار کنم که صاحبان سلیقه را مسرور سازد. این شد که هر چند چشم آبریزان بود، بخود گفتم که گمشده ات را یافتی.
💡 در اعماق و سطح زمینهای نواحی شمال شهرستان معادن غنی و فراوانی وجود دارد که مهمترین آنها حوزههای وسیع نفت و دریاچه نمک آران و بیدگل با وسعت ۲۰۰۰ کیلومتر مربع است. از کوههای شهرستان آران و بیدگل میتوان به کوه یخاب با ارتفاع ۲۳۸۸ متر در ۶۰ کیلومتری شرقی شهر، کوه آبریزان و بند ریگ اشاره کرد.