فرهنگ معین
( آب پا ) (اِفا. ) میرآب، کسی که در تقسیم آب نظارت کند.
( آب پا ) (اِفا. ) میرآب، کسی که در تقسیم آب نظارت کند.
( آب پا ) ( اسم ) میر آب آنکه در تقسیم آب نظارت کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان وسیلت ساختم خود را وگر نز روی عقل بر لب دجله بنفروشد کس آب پارگین
💡 بسا آب پاکان که بر خاک ریخت چو خون جگر گوشه ی تاک ریخت
💡 ستایشگرم آب پاک سود رسان زندگیساز را، ستایشگرم آن اردویسور اناهیته را، آن نگهبان شایسته آبهای نیالوده گیتی را.
💡 درصد خانوارهای بغلانی که به آب پاک آشامیدنی نیاز دارند از ۱۹٪ در سال ۲۰۰۵ به ۲۵٪ در سال ۲۰۱۱ افزایش یافته است. درصد تولدهایی که یک مادر نزد قابله ماهر مراجعه میکند از ۵٫۵٪ در ۲۰۰۵ به ۲۲٪ در ۲۰۱۱ افزایش یافته است.
💡 مست و خراب این چنین چرخ ندانی از زمین از پی آب پارگین آب فرات ریخته
💡 بر خاک چو بادم ای دل افزای هنوز بر آتش و چشمم آب پالای هنوز