ویکی واژه
آتش، آتش زدن.
(علوم زمینی): آتشزنه.
آتش، آتش زدن.
(علوم زمینی): آتشزنه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آتشزنه را بسی شرر صرف شود کز یک شررش، سوختهای درگیرد
💡 بر در میخانه این غلغل و آن طنطنه چیست؟ بیاور چراغ، پیش نه آتشزنه
💡 مزن دستم به دل ترسم بسوزد آستین تو که همچون سنگ آتشزن شررها در جگر دارم
💡 برهمن گو ببر زنار و زاهد سبحه آتشزن غرور ناز دارد بینیاز از کفر و اسلامش
💡 بترس از اشک گرمم سنگدل بیداد کمتر کن که در صد خرمن آتشزن شراری کردهام پیدا
💡 ضمیرم نه زن، بلکه آتشزن است که مریمصفت بکرِ آبستن است