لغت نامه دهخدا
( آتش باد ) آتش باد. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) سَموم. باد گرم.
( آتش باد ) آتش باد. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) سَموم. باد گرم.
( آتش باد ) ( ~. ) (اِمر. ) باد گرم، باد مسموم.
( آتش باد ) ( اسم ) باد گرم باد سموم.
باد گرم سموم
باد گرم، باد مسموم.
💡 فرد چرا شد عدد از سبب خوی بد ز آتش بادی بزاد در سر ما رفت باد
💡 رخش شد، چو گل ز آتش باده گرم فرو ریخت از نرگسش آب شرم
💡 کنون که آب زره گشت و باد پیکان شد سزد کز آتش باده همی کنیم حصار
💡 آتش عشق تو بود بادی دولت باد روانم فدای آتش بادی!
💡 آن شبم خوابگه بر آتش باد که ز دل گویمت شبم خوش باد