اجازهدادن
مترادفها
اجازه دادن، اذن دادن
متضادها
منع کردن، ممنوع کردن، جلوگیری کردن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دستوری دادن رخصت دادن روا دانستن.
جمله سازی با اجازهدادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در الهیات، وجود ارادهٔ آزاد باید با همهدانی و نیکی خدا (در اجازهدادن به انسان برای انتخاب بد)، و با تأیید الهی، که به نظر الهیدانان برای هر عمل شایسته نیاز است، به گونهای آشتی داده شود. یک جنبهٔ مهم اگزیستانسیالیسم مدرن، تعبیری رادیکال، پایا و دفعتاً دردناک از انتخاب آزاد است. برای مثال ژان پل سارتر از فردی «محکوم به آزادی» سخن میگوید که موقعیتش حتی ممکن است کاملاً تعیینشده باشد.