استحواذ

لغت نامه دهخدا

استحواذ. [ اِ ت ِح ْ ] ( ع مص ) دست یافتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). چیره شدن بر چیزی. ( منتهی الارب ). استیلاء. مستولی گردیدن. ( منتهی الارب ). غالب شدن: استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذکراﷲ اولئک حزب الشیطان الا ان حزب الشیطان هم الخاسرون. ( قرآن 19/58 ).

فرهنگ معین

(اِ تِ حْ ) [ ع. ] (مص ل. ) غلبه کردن، چیره شدن.

فرهنگ عمید

غالب شدن، دست یافتن و چیره شدن، غلبه.

ویکی واژه

غلبه کردن، چیره شدن.

جمله سازی با استحواذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ. الاستحواذ: الاستیلاء و الغلبة، یقال: استحوذ و استحاذ و حاذ و احاذ کلّها بمعنی واحد ای غلب علیهم الشیطان. فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ طاعته و الایمان به. أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ ای جنده، یقال: تحزّب القوم علی فلان، ای صاروا فرقا و حزّب الامیر جنده علی احزاب. أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ المغبونون.

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز