( آغال ) آغال. ( اِ ) آغِل. || خانه زنبوران. زنبورخانه. || خانه پشه و امثال آن. || آغاز و ابتدا.
آغال. ( نف مرخم ) در کلمات مرکبه مانند مرگ آغال و بدآغال، مخفف آغالنده است:
ز روی تیغ تو اندر دو چشم دشمن تو
دهان گشاده نماید نهنگ مرگ آغال.ازرقی.
آغال. ( اِمص ) آغالش:
ترک آغال و فتنه سازی کن
جامه خُلق خود نمازی کن.؟
آغال. ( اِ ) آغار. اُغُر.
- بدآغال؛ بداُغُر. بدآغار:
چون کلاژه همه دزدندو رباینده چو خاد
همه چون بوم بدآغال و چو دمنه محتال.معروفی.
( آغال ) ( اِ. ) نک آغل.
( آغال ) ۱. = آغالیدن
۲. آغالنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): بدآغال، مردآغال.
۳. (اسم مصدر ) تحریک، آغالش.
( آغال ) ۱ - ( اسم ) آغالش: ترک آغال و فتنه سازی کن. ۲ - ( اسم ) در کلمات مرکب بمعنی آغالنده آید: مرگ آغال.
زنبور خانه آغاز و ابتدا
امربه آغالیدن، بیاغال، آغالنده درترکیب باکلمه، به معنی تحریک و آغالش، آغل: لانه مرغ خانگی
(قدیم): بن مضارعِ آغالیدن. نک آغل
تحریک، تهییج.
آغال به زبان بهاری و زبان معیار باستان دو معنی ممکن است داشته باشد. آغ - آل یعنی ایل سفید؛ اما بصورت کلمه خالص «حالا بمون» و «سفید بگیر» مثلا توصیه در خرید نوع پارچه یا رنگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چمیده بر به سرم بیست و پنج سال سپهر سپس چه دانم کم مرگ کی روان آغال
💡 از مکر خوک پیله سگ آغال گرگ چرخ شد چنگ سودگربه و روباه، ببر و شیر
💡 می خواه و طرب جوی و ز بهر طرب خویش می را سببی ساز و بر اندیش و بر آغال
💡 از دیگر طراح و معماران معروف را میتوان به: مهندس وارطان سارگسیان و فریدون آغالیان نام برد، که «ساختمانهای اسکان کارگران شرکت نفت» در شهر مردکن و «ساختمان خانه کارگر» و دهها ساختمانهای دیگر را ساختند.
💡 آقامیرلو (به ترکی آذربایجانی: آغالی بالان) یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان سیدان بخش آبشاحمد شهرستان کلیبر واقع شدهاست.