( آبار ) آبار. ( اِ ) اُسْرُب. سرب. || سرب سوخته. آنُک محرق. رصاص اسود. ( قاموس ). سرب سیاه. و طریقه ساختن آن آن است که سرب را در تابه ای آهنین نهند و کاسه ای که بن آن سوراخ است بر روی تابه واژگون کنند و بدمند تا آنگاه که سرب سوخته گردد و آن در علاج ریشها و بواسیر و سرطان بکار است. و نیز توتیا و اثمد را آبار نام داده اند، چه ماده عامله آن سرب سوخته است.
آبار. ( اِ ) دفتر حساب و دیوان حساب و آن را آواره و آوارجه نیز گویند و شاید کلمه صورتی از آمار و آماره است.
آبار. ( ع اِ ) ج ِ بئر.
آبار. ( اِخ ) نام قریه ای به واسط.
( ابآر ) ابآر. [ اَب ْ ] ( ع اِ ) ج ِ بئر.
ابار. [ اَب ْ با ] ( ع ص، اِ ) سوزنگر. سوزن فروش. || کیک. || چاه کن. کن کن. مقنی. || اشیاف ابار؛ دوائی است درد چشم را. || رصاص اسود. سرب سوخته.
ابار. [ اُ ] ( اِخ ) نام جائی به یمن و گفته اند نام زمینی بدانسوی بلاد بنی سعد.
ابار. [ اِ ] ( ع مص ) گشن دادن خرمابن. گرددادن نخل. || نیش زدن کژدم. || سوزن دادن سگ را. || غیبت کردن کسی را. || هلاک گردانیدن. || اصلاح کشت.
ابار. [ اِ ] ( ع اِ ) ج ِ اِبْره. سوزنها.
( آبار ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ بئر، چاه ها.
( آبار ) دارویی که از سرب و گوگرد تهیه می شد و در چشم پزشکی کاربرد داشت.
= بئر
= سُرب
( آبار ) ( اسم ) جمع بئر چاهها.
نام قریه بواسط دفتر و دیوان حساب
توتیا
آهوی جهنده در دویدن
اسم: آبار (پسر) (ترکی) (تلفظ: abar) (فارسی: آبار) (انگلیسی: abar)
معنی: هیبت، سرفراز، باشکوه و ایستادگی
[ویکی فقه] ابار (ابهام زدایی). ابّار ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • ابوالعباس احمد بن علی ابار نخشبی، اَبّار، ابوالعباس احمد بن علی بن مسلم نخشبی محدث بغداد (د ۲۹۰ق/۹۰۳م)• ابراهیم بن فضل ابار اصفهانی، ابراهیم بن فضل ابار اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری
...
(جمعِ): بِئْر، چاهها. آب حیات او را در آبار بوار بند کرده. «جوینی»
(پزشکی): دارویی مرکب از سرب و گوگرد که در چشم پزشکی به کار میرود. به آبار... علاج کنی... بفرمایی به چشم اندر چکانیدن. «اخوینی»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این سرطان چون به ابتدا بوذ علاج تُوان کردن تا نیفزاید و اگر به اندامی بوذ که آن اندام را بتوان بریدن ببُرد تا برهد، و اما اگر تنهٔ سرطان ببری یا داغ کنی هرگز بِه نشود و بیم آن بوذ که هلاک شوذ… یا با سپیده سرب یا آبار [سرب] سوخته بسیار برنهادن با سرکه و گِل ارمنی و جهد کنی تا به طلی خنک او را فرو کشته داری تا نیفزاید و ریش [ریشه یا زخم] نکند و …
💡 آباره یا آنچه آب را میرساند، به مجراهای گفته میشود که جریان آب را در مسیر خاصی هدایت میکنند. آبارهها برای عبور آسان آب ساخته میشوند.
💡 رشد آن چنان سریع بود که به نظر میرسید نهایتاً شهر لس آنجلس به اندازه کل این شهرستان خواهد شد. ویلیام مالهالند با افزودن ظرفیت به آباره، با ساخت سد سینت فرانسیس که باعث ایجاد آب در مخزن سن فرنسیسکیتو شد، درخواست آب اضافی از رودخانه کلرادو را داد و شروع به گسیل داشتن مهندسین و معدن کاران برای پاکسازی مسیر تونل سن هاسینتو کرد که میدانست در ساخت قنات رودخانه کلرادو کلیدی است.
💡 مجموعه نقشههای تیپ اجرایی آبارهها تا دهانه ۸ متر که به صورت گسترده در راهسازی مورد استفاده قرار میگیرد در وبگاه معاونت نظارت راهبردی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیسجمهور در دسترس میباشد.
💡 جهت طراحی ابعاد آباره نیاز به انجام مطالعات هیدرولوژیکی میباشد. این مطالعات به جهت محاسبه حداکثر حجم آبی که در زمان اوج بارندگی یا پس از آن به آباره میرسد انجام میگردد.