ویکی واژه
آب چک
(ساختمان): آبچکان. بشقاب را برد توی آشپزخانه شست و در آبچک گذاشت. «گلشیری»
آب چک
(ساختمان): آبچکان. بشقاب را برد توی آشپزخانه شست و در آبچک گذاشت. «گلشیری»
💡 از کوزه چو قطره قطره آب چکد آنروز که کوزه گشت خالی پیداست
💡 پیش صاحب نظران در صفت عارض تو اشک هر نکته که گفت از سخنش آب چکید
💡 از سخن های لطیفم ز تری آب چکد هر سخن کز دل صافی بدنت را گفتم
💡 لب و رخش در صفت شکر و آتش و لیک آب چکد ز آتشش زهر دهد شکرش
💡 آن دایرهها بنگر اندر شمر آب هر گه که در آن آب چکد قطرهٔ امطار