لغت نامه دهخدا
( آشوب گر ) آشوب گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) فتنه جوی. فتان.
( آشوب گر ) آشوب گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) فتنه جوی. فتان.
( آشوبگر ) (گَ )(ص فا. )۱ - فتنه جوی، شورش - خواه. ۲ - فتان.
( آشوبگر ) ۱. آشوب کننده.
۲. فتنه انگیز.
۳. فتنه جو.
( آشوبگر ) ( صفت ) ۱ - فتنه جوی شورش خواه. ۲ - فتان: دلبر آشوبگر.
آشوب کننده، فتنه انگیز، فتنه جو
( آشوب گر ) فتنه جوی
آشوبگر (فیلم). آشوبگر ( انگلیسی: Agitator ) فیلمی ژاپنی به کارگردانی تاکاشی میکه محصول سال ۲۰۰۱ است.
/آشوب/گَر/
آشوبگر
آنکه آشوب و شورش ایجاد میکند، هرج و مرج طلب. فتنهجو، شورشخواه. فتان. تمام حواسش متوجه آشوبگران بود. «شهری»
💡 جهانی پر آشوب گردد کنون بیارند هر سو به بد رهنمون
💡 ازان پس پرآشوب گردد جهان شود نام و آواز او درنهان
💡 چو شه دید آشوب گردنکشان شد از لعل سیراب گوهرفشان
💡 ز ایران یکی لشکر آرد به کین پرآشوب گردد سراسر زمین
💡 هم اکنون یکی تیغ ریزان شود که آشوب گردان گریزان شود
💡 پرآشوب گردد زمین چندگاه چنین تا نشیند یکی پیشگاه