توجع دارای معانی مختلفی از جمله دردمند شدن، دردناک شدن، از درد نالیدن، شِکوه از درد کردن، برای کسی اندوه خوردن و اظهار همدردی کردن میباشد. از مضمون ضمیر کسی که دچار مصیبت شده، میتوان فهمید که او بارها به درد و رنج آن مبتلا بوده و تلخیهای مشابهی را تجربه کرده است. امروز میتوانم از عمق وجودم بر عقیده ملک دلیل بیاورم و کمال حسرت و اندوه او را با چشم خرد ببینم؛ و شدت توجه و تاسف من، حال او را نشان میدهد. همچنین مطمئنم که هرگاه ملک به یاد پسرش بیفتد و من به فرزند خود فکر کنم، تغییر و تفاوتی در باطنها به وجود میآید که نمیتوان فهمید از کجا ناشی میشود. در این گفتگو، راحتی چندانی نیست و جدایی بهتر است.
توجع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. دردناک شدن.
۳. از درد نالیدن، شِکوه از درد کردن.
۴. برای کسی اندوه خوردن و اظهار همدردی کردن.
فرهنگ فارسی
۱ -( مصدر ) ۲ - دردناک شدن نالیدن از درداز درد شکایت کردن. ۳ - همدردی کردن ( باکسی ) اندوه خوردن ( برای کسی ). ۴ - ( اسم ) دردناکی دردمندی. ۵ - همدردی. جمع: توجعات.
جملاتی از کلمه توجع
کان علاء الدین حافظ دهرنا حوی سمتاد هر تریح و توجع