احلیل. [ اِ ] ( ع اِ ) سوراخ قضیب. سوراخ نره. تحلیل. مخرج بول از شرم مرد. || سوراخ پستان. مخرج شیر از پستان زنان و حیوان ماده. || در تداول فارسی، قضیب. نره. ج، اَحالیل.
احلیل. [ اِ ] ( اِخ ) وادیئی است از بلاد کنانة از آن ِ بنی نفاثة. ( مراصد ).
( اَ ) (اِ. ) آلت تناسلی مرد.
۱. آلت تناسلی مرد.
۲. [قدیمی] مخرج ادرار در آلت تناسلی مرد.
مخرج شیردرپستان، سوراخ پستان، مخرج بول درانسان، سوراخ نره، آلت مردی، احالیل جمع
وادئی است از بلاد کنانه از آن بنی نفاثه
[ویکی فقه] اِحلیل به مجرای ادرار مرد اطلاق می شود و از باب اطلاق جزء بر کل، بر آلت تناسلی نیز اطلاق شده است. احکام آن در بابهای طهارت و صوم آمده است.
ظاهر اِحلیل که با خروج ادرار نجس گردیده، پس از ادرار باید شسته شود.
مس باطن اِحلیل و وضو
اگر انسان باطن اِحلیل را مس کند، مستحب است دوباره وضو بگیرد.
تزریق دارو از راه اِحلیل و روزه
به قول مشهور، تزریق دارو از راه اِحلیل، موجب بطلان روزه نمیشود.
آلت تناسلی مرد.
💡 چون این مشاهده مکرر شد حرارت غریزی قوت گرفت و آن ماده را که مانع قیام آلت بود منقطع گردانید و بر مثال پنیر مایه منجمد از منفذ احلیل بیرون آمد و مقصود حاصل شد و از سخنان وی است در وصف شراب:
💡 فریضه سوم آنست که هیچیز بقصد بباطن نرساند و باطن آنست، که قرارگاه چیزی باشد، چون دماغ و شکم و معده و مثانه، و اگر نه بقصد باشد چون مگس که در حلق پرد، یا غبار راه یا آب مضمضه که با کام جهد، یا حجامت کند یا سرمه در چشم کشد، و میل در گوش برد و پنبه در احلیل کند و این هیچ چیز روزه باطل نکند و روزه باطل نشود.
💡 قال مجاهد اذا جامع الرجل فلم یسمّ اللَّه انطوی الجانّ علی احلیله فجامع معه فذلک قوله: لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ.
💡 چنان چسبیده احلیلم به خایه که طفلِ مُنفَطِم بر ثَدیِ دایه
💡 إِنَّهُ عَلی رَجْعِهِ لَقادِرٌ ای «انّه علی» «رجع» الانسان بعد البلی الی الحیاة «لقادر». و قیل: «انّه علی» «رجع» الماء الاحلیل و الی الصّلب «لقادر». و قیل: معناه «انّه» «لقادر» «علی» ان ینکّسه بعد شیخوخیّته فیجعله کهلا ثمّ شابّا، ثمّ طفلا، ثمّ رضیعا، ثمّ جنینا ثمّ مضغة، ثمّ نطفة. و قال ابن زید: «إِنَّهُ عَلی» حبس ذلک الماء «لقادر» حتّی لا یخرج.