آشوربانیپال

لغت نامه دهخدا

( آشور بانی پال ) آشور بانی پال. ( اِخ ) رجوع به آسور بانی پال شود.، اشوربانیپال. [ اَ ] ( اِخ ) آشور بانیپال. یکی از سلاطین دومین سلسله پادشاهان آشور بود که قصری در کاله بنیاد نهاد و مستر لایرد دو در آنرا معلوم کرد. ( از قاموس کتاب مقدس ص 75 ). و رجوع به آسور بانیپال شود.، اشوربانیپال. [ اَ ] ( اِخ ) آشور بانیپال. یکی از سلاطین دومین سلسله پادشاهان آشور بود که قصری در کاله بنیاد نهاد و مستر لایرد دو در آنرا معلوم کرد. ( از قاموس کتاب مقدس ص 75 ). و رجوع به آسور بانیپال شود.

دانشنامه آزاد فارسی

آشور بانی پال. آشور بانی پال ( ـ ۶۲۶پ م)(Ashurbanipal)
(یا: آسور بانی پال) آخرین پادشاه بزرگ آشور (۶۶۹ـ۶۳۳پ م) و پسر و جانشین اِسَرحَدون. در دوران سلطنتش چند شورش علیه وی درگرفت، ازجمله درخلال نبرد با عیلامیان و کلدانیان و شورشی که برادرش، حاکم بابل، سرکردگی کرد و آشور بانی پال در فرونشاندن آن دچار زحمت فراوان شد و در نهایت به تلافی آن بابل را تصرف کرد و بسیاری از بابلیان را کشت (۶۴۸پ م). عیلام را مغلوب خود کرد و به غارت شوش پرداخت. در دوران سلطنت وی آشور به اوج شکوه و جلال رسید. دوستدار علم و دانش بود و طی کاوش های باستان شناختی در نینوا ۲۲هزار لوح گلی از کتابخانۀ وی به دست آمده که بزرگ ترین گنجینۀ علم و دانش در بین النهرین باستان بود. اگرچه پس از مرگ وی دو تن از پسرانش نیز مدتی کوتاه فرمانروایی آشور را به دست گرفتند، عهد وی را باید آخرین دوران عظمت و امپراتوری اش دانست. چند سال پس از مرگ وی آشور در برابر مادها و ایرانیان از پا درآمد. از عوامل مؤثر در فروپاشی آشور هزینه های گزافی بود که وی برای حفظ کشور صرف جنگ ها می کرد. برخی وی را با سارداناپالوسدر منابع یونانی و اَسنَفِّر یا اُسنَفِّردر تورات یکی دانسته اند.

ویکی واژه

آشوربانی‌پال
آخرین پادشاه مقتدر آشور از سال ۶۶۹ تا ۶۲۵ که جانشین پدرش اسرحدون شد.

جمله سازی با آشوربانیپال

💡 به‌گفتهٔ یک روایت آرامی متأخرتر که روی یک پاپیروس نوشته شده‌است، شمش-شوم-اوکین به‌طور رسمی نامه‌ای به آشوربانیپال نوشت و اعلان جنگ کرد. وی در این نامه ادعا کرد که برادرش فقط حکمران نینوا و مطیع و تابع اوست و این اوست که جانشین فرمانفرمایان بین‌النهرین – که امپراتوریشان از ایران تا دریای مدیترانه و از قفقاز تا عربستان و شمال آفریقا گسترده‌است – می‌باشد.

💡 دیاکونوف آشورشناس روسی دراین‌باره در کتاب تاریخ ماد می‌گوید که با این شورش گسترده، امپراتوری آشور وارد خطیرترین بحران سیاسی تاریخ خود شد. خود آشوربانیپال گویا از این وضع به حیرت افتاده و شوکه شده بوده‌است، چون در کتیبه چنین شرح می‌دهد:

💡 شکست آخسری تناقضات داخلی ماننا را شدیدتر ساخت. در متن آشوربانیپال آمده است که در سرزمین ماننا قیام مردم کشور آغاز شد آخسری را کشتند و نعش او را در کوچه افکندند و تقریباً تمام افراد خاندانش را نابود کردند. او آلکی پسر آخسری که زنده مانده بود بی‌درنگ ولیعهد خود اریسی‌نی را به نزد پادشاه آشور فرستاد و علیه قوم خود از او کمک خواست.