تاختگاه

لغت نامه دهخدا

تاختگاه. ( اِ مرکب ) جایی که در آن اسب را دوانند مسابقه را. پیست. خطی است که اسبهای دونده در اسب دوانی در آن می دوند. ( فرهنگستان ).

فرهنگ معین

(اِمر. ) ۱ - جایی برای تمرین اسب - سواری. ۲ - خطی که اسب های دونده در اسب دوانی در آن می دوند.

فرهنگ عمید

۱. جای تاخت وتاز، جای دوانیدن اسب.
۲. (ورزش ) در مسابقات اسب سواری، خطی که اسب های دونده روی آن می دوند.

فرهنگ فارسی

جای تاخت وتاز، جای دوانیدن اسب، اسب دوانی
( اسم ) ۱- جایی که در آن اسب را برای تمرین یا مسابقه دوانند. ۲- خطی که اسبهای دونده در اسب دوانی در آن می دوند پیست

ویکی واژه

جایی برای تمرین اسب - سوا
خطی که اسب‌های دونده در اسب دوانی در آن می‌دوند.

جمله سازی با تاختگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرامی برادر من، دیری است پیمان نامه نگاری فراموش است، و خامه شیوا سخن از پرسش روزگار دور افتادگان خاموش. با آنها که از راه خویش بر ما پیشی و بیشی ندارند هر روزت پیک و پیام است، و شمارخیز و راه انجام، بهر گامی اندر نامه در راه است و نامه رسان بر گذرگاه. مگر ما که یکباره از یاد شدیم و خاک آسا در تاختگاه نامهربانی بر باد. سرگرانی تا چند، دل نگرانی تا کی؟ با این همه سردی که با من کردی، و گرمی که بادگران آوردی، همچنانت بدل دوستدارم و از جان خریدار. بی امید یک پاسخ خروارها نگارش کنم و اگر هوش دهی یا پنبه در گوش نهی، خرمن ها گزارش.

آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز