باد پروا

لغت نامه دهخدا

بادپروا. [ پ َرْ ] ( اِ مرکب ) خانه ای را گویند که بادگیر داشته باشد. ( برهان ) ( هفت قلزم ) ( فرهنگ سروری ) ( جهانگیری ) ( غیاث ). خانه ای را گویند که بادگیر داشته باشد که باددر آن آید و آنرا بادخوان و بادخن و بادخون گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). رجوع به بادخوان، بادخن و بادخون شود. || گذرگاه باد و روزنی که بجهت آمدن باد گذارند. ( برهان ). خاقانی گوید:
ز خط استوا و خط محور
ملک را تا صلیب آید هویدا
ز تثلیثی کجا سعد فلک راست
به تربیع صلیب بادپروا.( از جهانگیری ).|| ( ص مرکب ) بی تفاوت یعنی شخصی که پیش او همه چیز مساوی باشد. ( برهان ). رجوع به ناظم الاطباء شود.

فرهنگ عمید

۱. دریچه.
۲. بادگیر، بادخن.
۳. اتاقی دارای بادگیر.

فرهنگ فارسی

خانه را گویند که باد گیر داشته باشد

ویکی واژه

بادهنج
بادگیر

جمله سازی با باد پروا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاک هستی یک قلم بر باد پرواز فناست غافلان محو بز افکندن سجاده اند

💡 چو مرغ سحرخوان نوا ساز کرد بر طوبی آباد پرواز کرد

💡 باد پروانهٔ تو نافذ و هم اندر عید مادحت را برسانند ز دیوان مرسوم

💡 ای دل، می تجرید تمنا نکنی بی‌پروایی، مباد پروا نکنی

💡 باد پروازش کند گوی زمین را بی‌سکون گر نویسد بر پر خود آیت عونش ذباب

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز