اجازه یک واژه کلیدی و بسیار مهم در زندگی روزمره ماست که به معنای پذیرش و رضایت برای انجام یک عمل یا فعالیت خاص به کار میرود. این واژه در تعاملات اجتماعی و روابط انسانی نقش بسزایی ایفا میکند و نشاندهنده احترام و توجه به حقوق و خواستههای دیگران است. در بسیاری از موقعیتها، از جمله در محیطهای کاری، خانوادگی و دوستانه، کسب اجازه پیش از اقدام به یک عمل نشاندهنده ادب و نزاکت فرد است. این عمل نه تنها به تقویت روابط میان افراد کمک میکند، بلکه احساس مسئولیت و احترام به دیگران را نیز در فرد تقویت مینماید. به عنوان نمونه، در یک محیط کاری، زمانی که کارمندی قبل از انجام یک وظیفه از مدیر خود اجازه میگیرد، این عمل میتواند نشاندهنده حسن نیت و توجه به سلسله مراتب سازمانی باشد. همچنین، در روابط خانوادگی، کسب اجازه از والدین قبل از انجام یک تصمیم مهم، میتواند به تقویت اعتماد و ارتباط مثبت بین نسلها کمک نماید. به همین ترتیب، در دوستیها، درخواست آن قبل از ورود به حریم شخصی یکدیگر میتواند نشاندهنده احترام به فضای خصوصی و مرزهای فردی باشد. بنابراین، اهمیت این واژه به عنوان یک فاکتور کلیدی در برقراری ارتباطات سالم و پایدار در جامعه به هیچ وجه قابل انکار نیست و همواره باید به آن توجه ویژهای داشته باشیم.
اجازه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۲. (شبه جمله ) کلمه ای که با ادای آن موافقت کسی را برای انجام کاری کسب می کنند.
فرهنگ فارسی
اجازت: رخصت دادن، دستوری دادن، رواداشتن، دستوری، اذن، رخصت
۱ - ( مصدر ) دستوری دادن روا داشتن رخصت دادن. ۲ - صله و جایزه دادن بکسی. ۳ - ( اسم ) دستوری اذن رخصت. ۴ - ( اسم ) کتیبه تقریر دیپلم ۵ - گواهیی که در میان اهل سنت عالمی بکسی دهد در روایت از او. گواهیی که در میان امامیه عالمی دهد بکسی که او صلاحیت فتوی دارد. ۶ - تنفیذ کردن عقدی که بطور فضولی انجام یافته بوسیل. شخصی که عقد فضولی مربوط بشخص یا مال او بوده است مقابل اذن.
فرهنگستان زبان و ادب
جملاتی از کلمه اجازه
و زو خواهی اجازه سوی نخجیر که کارت را بجز این نیست تدبیر
گر نیست اجازه به ادخلوها باز آیت الراحلون بخواند
آن شد که نبد رخصت بیرون شدنم اکنونم اجازه درون رفتن نیست