( آرغ ) آرغ. [ رُ ] ( اِ ) آروغ.
ارغ. [ اُ ] ( ص ) بادام و پسته و فندق و نارگیل و گردکان و زردالو و امثال آن را گویند که درون آن تیز و تلخ و تند شده باشد. ( جهانگیری ) ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). گردکانی که بدبو و بدطعم شده باشد و آنرا بتازی خنز گویند بفتح خای معجمه و کسر نون و آخرش زای معجمه. ( فرهنگ سروری ). زَنِخ. ( فرهنگ رشیدی ). ( جهانگیری ) ( برهان قاطع ).
ارغ. [ اَ رُ ] ( اِ ) بادی که از گلوی مردم بخوردن طعام یا چیزی ناگوارا به آواز برآید. ( مؤید الفضلاء ). بادی است بدبو که از گلوی مردم در وقت امتلای معده برآید. آروغ. زراغن. گوارش. بادگلو. آجل. رجک. جشاء. آرغ. زروغ. روغ. وروغ.
( آرغ ) (رُ ) ( اِ. ) آروغ.
( اَ رُ ) (اِ. ) نک آروغ.
( آرغ ) بادگلو
آروغ
( صفت ) ۱ - بادام و پسته و فندق و گردو و مانند آن که درون وی تیز و تلخ و تند شده باشد. ۲ - خشک باری که بدبو و بد طعم شده باشد. ۳ - زنگ سفید یا سبزرنگی که روی نان یا غذای شب مانده ظاهر گردد کپک.
آرُغ
آرُغ
آروغ.
مترادف لاغر در زبان فارسی، که گاهی همسان آن چوروک نیز میباشد. چؤخ آرُغ دِ. خیلی لاغر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرغده بر ثنای تو جان منست از آنک پروردهٔ مکارم اخلاق تو منم
💡 آختالا آرغوجارانین کیتس (به ارمنی: Ախթալա առողջարանին կից) یک روستا در ارمنستان است که در استان لوری واقع شدهاست. در کیلومتری شمال وانادزور، مرکز استان لوری واقع شده است.
💡 در سیری از گرسنگی می نالد هر آرغ تو نالهٔ درد شکم است
💡 زبان خلجی یا خلچی یکی از زبانهای ترکی است که توسط مردم خلج به کار می رفته است و تنها عضو خانواده آرغو از خانواده زبانهای ترکی است ولی به شدت فارسیزه شده است. در حقیقت زبان خلجی ادامه گویش ترکی باستان آرغو است. خلجها از آسیای میانه به سوی غرب آمدند و یکی از نخستین قبایل ترک بودند که از آمودریا گذشتند و روانه مناطق غربی شدند. بیشتر در غزنین افغانستان و استان مرکزی ایران سکنی گزیدند.