اختناق

اختناق

«اختناق» به معنای حالتی است که در آن تنفس یا جریان هوا به‌طور کامل یا نسبی مختل می‌شود. این واژه هم در زمینه پزشکی و هم به‌صورت استعاری کاربرد دارد. در پزشکی، اختناق به حالتی گفته می‌شود که فرد دچار کمبود اکسیژن شده و تنفس برای او دشوار می‌شود. این حالت می‌تواند ناشی از فشار فیزیکی، بیماری‌های ریوی یا محیط بسته باشد. این حالت ممکن است با علائمی مانند تنگی نفس، خفگی، درد قفسه سینه و سرگیجه همراه باشد و در صورت شدید بودن، نیازمند مداخله فوری پزشکی است. در متون ادبی و سیاسی، این واژه به معنای فشار، محدودیت یا سلب آزادی نیز به‌کار می‌رود. به‌عنوان مثال، جامعه یا فردی ممکن است در شرایط اختناق فرهنگی یا سیاسی قرار گیرد. اختناق در سطح استعاری می‌تواند حس خفقان روانی یا اجتماعی ایجاد کند؛ یعنی فرد احساس می‌کند آزادانه نمی‌تواند فکر یا عمل کند. این واژه بار معنایی منفی دارد و نشان‌دهنده شرایط محدودکننده، فشارآور و دشوار است. به همین دلیل، در توصیف بحران‌ها و مشکلات شدید نیز به‌کار می‌رود.

لغت نامه دهخدا

اختناق. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خبه شدن. ( منتهی الارب ). خفگی. خبگی. خپگی. خفه شدن. خوه شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). گلو گرفتن. گلو گرفته شدن: گفت شبانگاهی در فلان شارع می گذشتم ناگاه بند کمندی در گردن من افتاد و حلقوم من بجذبات متواتر بیفشرد چنانکه نفس من بسته شد و از ضرورت اختناق فرا بند میشتافتم و بر وفق جذبه او میرفتم... ( ترجمه تاریخ یمینی ص 328 ).
همچو چغزیم اندر آب از گفت الم
وز خموشی اختناق است و سقم.مولوی ( مثنوی ).|| خفه کردن. || امتناع نفوذ نفس به ریه و قلب یا دشواری آن. || اختناق رحم؛ علتی است شبیه به صرع و غشی متناوب و این بیشتر در زنانی که حبس طمث دارند پیدا آید و همچنین زنان بی شوی را عارض شود. صاحب کشاف اصطلاحات الفنون در اختناق رحم آرد: علی وزن الافتعال، فی اللغة، خفه کردن. و فی الطب هو امتناع نفوذ النَفَس الی الرّیة و القلب او تعسره.و اختناق الرّحم هو سعی الرحم بالتقلص الی فوق او میلها بالاسترخاء الی احد الجانبین و قیل هذه علة شبیهة بالصرع و الغشی تنوب کنوائبه لاستحالة المادة الی کیفیة سمّیة تلدغ الدماغ عند ارتفاعها الیه و تؤذیه. و تحصل من ذلک حرکة تشنجیة و تؤذی القلب و یحصل من ذلک له غشی متواتر و هذه العلة تعرض للنساء اللواتی یحبس فیهن الطمث و المنی. کذا فی بحرالجواهر.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) خفه شدن. ۲ - (مص م. ) خفه کردن. ۳ - (اِمص. ) خفگی.

فرهنگ عمید

۱. (سیاسی ) ایجاد رعب و وحشت در جامعه از طرف حکومت برای جلوگیری از آزادی مردم.
۲. خفه شدن، خفگی، خفقان.
۳. خفه کردن.
* اختناق رحم: (پزشکی ) نوعی بیماری رحم که به ویژه در زنانی که حبس طمث دارند و بعضی زنان بی شوهر عارض می شود و عوارضی شبیه صرع و غش به آن ها دست می دهد.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) خفه شدن گلو گرفته شدن. ۲ - ( مصدر ) خفه کردن. ۳ - ( اسم ) خفگی. یا اختناق رحم. علتی است شبیه بصرع و غشی متناوب و آن بیشتر در زمانی که حبس طمث دارند و همچنین زنان وحشی بی شوهر را پیش آید.

ویکی واژه

خفه شدن.
خفه کردن.
خفگی.

جمله سازی با اختناق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کاشکی زان پیش کایم در وجود از مام دهر یافتی زهدان گیتی اختناق ای آفتاب

💡 اختناق معمولاً با تنفس‌خواهی همراه است. نیاز بدن به تنفس به‌دلیل افزایش دی‌اکسید کربن در خون ایجاد می‌شود و نه به‌خاطر کمبود اکسیژن در خون بدن. گاهی پیش می‌آید که اندازهٔ دی‌اکسید کربن به حدی نیست که باعث تنفس‌خواهی شود و شخصِ قربانی بدون این‌که متوجه بشود دچار کمبود اکسیژن و خفگی می‌گردد.

💡 اختناق ابتدا باعث کمبود اکسیژن در بدن (هیپوکسی) می‌شود که نخست به آن دسته از بافت‌ها و اندام‌های حساس به هیپوکسی، برای نمونه مغز، آسیب می‌زند. محرومیت این اندام‌ها به مدت ۴–۶ دقیقه باعث آسیب و مرگ آن‌ها می‌شود؛ به همین دلیل به این زمان «زمان طلایی» می‌گویند.

💡 مارچنکو از دوران جوانی به عنوان کارگر راه‌آهن و معدن مشغول بکار بوده و پس زمینه تحصیلات و آموزشی درستی نداشت ولی بتدریج به مخالفت با اختناق دولتی و احقاق حق شهروندی پرداخته و در این راه به مطالعه روی آورد. در اثر فعالیت اجتماعی و اعتراض مدنی به اردوگاه کار اجباری فرستاده شد و در آنجا وی شروع به نوشتن و نیز تماس با سایر فعالان حقوق بشری نمود.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز