لغت نامه دهخدا
( آب چرا ) آب چرا. [ چ َ ] ( اِ مرکب ) غذائی که به ناشتا خورند و آن را نهاری گویند، و در بعض فرهنگها به معنی خوراک جن و پری و طیور آورده اند.
( آب چرا ) آب چرا. [ چ َ ] ( اِ مرکب ) غذائی که به ناشتا خورند و آن را نهاری گویند، و در بعض فرهنگها به معنی خوراک جن و پری و طیور آورده اند.
( آب چرا ) (چَ ) (اِمر. ) ۱ - ناشتایی، غذای اندک. ۲ - خوراک وحوش و طیور.
( آب چرا ) ( اسم ) ۱- غذای اندکی که بناشتا خورند نهاری. ۲ - خوراک و حوش و طیور.
غذائی که بناشتا خورند
ناشتایی، غذای اندک.
خوراک وحوش و طیور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر زخون دل گلرخان نمیخورد آب چرا همیشه بود سرخ گونه ناوک خار
💡 شمرت نداده آب چرا؟ سر ز تن برید با آنکه بود در بر او دجلهٔ زلال
💡 شهی که آب جهان بود مهر مادر او به دشت ماریه ممنوع شد ز آب چرا؟
💡 زاشتیاق تو من زنده ام چو خضر بآب چرا تورا زمن خسته دل مسافرت است
💡 جهان بشکل سرابست پیش آب وجود بشکل آب چرا شد عیان سراب بگو
💡 ز شوق بزم تو از آب چشم در فانوس نهاده است گل خویش را در آب چراغ