لغت نامه دهخدا
ابتغاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اِبتغا. جُستن. ( زوزنی ) ( حبیش تفلیسی ). طلب کردن. خواستن. || خواسته شدن. ( رشید وطواط ). || سزاوار شدن. ( رشید وطواط ).
ابتغاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اِبتغا. جُستن. ( زوزنی ) ( حبیش تفلیسی ). طلب کردن. خواستن. || خواسته شدن. ( رشید وطواط ). || سزاوار شدن. ( رشید وطواط ).
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) خواستن، طلب کردن. ۲ - (مص ل. ) سزاوار شدن.
[ویکی الکتاب] معنی کِتَابِ: کتاب - نوشته- مکاتبه (در عبارت "وَﭐلَّذِینَ یَبْتَغُونَ ﭐلْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ" مراد از کتاب مکاتبه است به اینکه صاحب برده با برده قرار بگذارد که بهای خود را از راه کسب و کار به او بپردازد و آزاد شود ( و ابتغاء مکاتبه این است که برد...
معنی تَغَابُنِ: پشیمانی و احساس خسارت (از معامله)(اصل آن ازغبن به معنای این است که وقتی با کسی معامله میکنی از راهی که او متوجه نشود کلاه سر او بگذاری، اگر میخری پول کمتری بدهی، و اگر میفروشی پول بیشتری بگیری ومنظور از یوم التغابن که در قرآن آمده روز قیامت است...
ریشه کلمه:
بغی (۹۶ بار)
خواستن، طلب کردن.
سزاوار شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ مِنْ آیاتِهِ مَنامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُکُمْ مِنْ فَضْلِهِ، المنام مفعلة من النوم کالمسغبة و المرحمة علی وزن المقام، و تأویل الآیة: منامکم باللّیل و ابتغاؤکم من فضله بالنّهار، و قد یقع النوم بالنهار و ابتغاء الرزق باللّیل لکنّه نادر و الحکم للاغلب الاکثر. إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ ای ینتفعون بسمعه.
💡 وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدی قرأ الکسائی بتخفیف الدّال قَدَّرَ و شدّدها الآخرون و هما بمعنی واحد و المعنی: «قدّر» الارزاق «فهدی» لاکتساب الارزاق و المعاش. و قیل: «قدّر» الخلق ازواجا ذکرا و انثی ثمّ هداهم لوجه التّوالد و التّناسل و علّمهم کیف یأتیها و کیف تأتیه. و قیل: هدیه الی اجتناب المضارّ و ابتغاء المنافع.