فرهنگ فارسی
( آوجی ) ( صفت ) منسوب به آوه از مردم آوه ( آوج ).
منسوب به آوج یا آوه، مردم آوه، آوی هم گفته شده
( آوجی ) ( صفت ) منسوب به آوه از مردم آوه ( آوج ).
منسوب به آوج یا آوه، مردم آوه، آوی هم گفته شده
اوجی (Uji)
شهری در استان کیوتو، در ژاپن، با ۱۷۷هزار نفر جمعیت (۱۹۹۰). در واقع حومۀ مسکونی کیوتو و صنایع آن شامل تولید پارچه با الیاف مصنوعی و چای سبز مرغوب ژاپنی است. بیودوین، معبد بودایی، در این شهر قرار دارد.
💡 به گفته منصور اوجی، باغ فرمانیه در گذشته به افسرالدوله متعلق بودهاست و پیش از انتقال به خاندان فرمانفرما، «باغ افسریه» نام داشتهاست. این باغ اکنون متعلق به سفارت ایتالیا است.
💡 ببزم املاک از او اوجی برزم اجلال ازو فوجی زبحر قهر او موجی دو صد کشتی شکن طوفان
💡 بسحق اغلب اشعار خود را در استقبال و تضمین اشعار شعرای پیشین مانند: فردوسی، سعدی، امیرخسرو دهلوی، حافظ، سلمان ساوجی، کمال خجندی، عراقی، مولوی و عماد فقیه سروده است. ذوق، ابتکار و استعداد او در شیوهٔ معرفی غذاهای ایرانی، شیخ را در قلمرو زبان فارسی به شهرت رسانید.
💡 ذوق رسوایی گرفت اوجی که زهد مرده دل سنگ طفلان را به جای مهر در سجاده بست
💡 گرفته کار عشق و عشقبازی در حرم اوجی که گل بر گوشهٔ دستار من داغ جنون گردد
💡 در مراسمی پسری بین ۱۲ تا ۱۶ ساله طبق محاسبه سنی آسیای شرقی (تئوریهای مختلفی برای تعیین زمان انجام وجود دارد)، در مقابل زیارتگاه اوجیگامی (خدای نگهبان) خود لباس بزرگسالان میپوشید، و مدل موی خود را عوض میکرد.