آستین فشان

ویکی واژه

آستین‌فشان
(قدیم): رقص کننده. بی‌اعتنایی کننده. اعتراض کننده. گاه وجد و سماع هر یک را/ بر دو کَون آستین فشان بینی. «هاتف»
(قدیم): در حال دست افشانی، در حال رقص.

جمله سازی با آستین فشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر قصد خون ما کند آن ماه دل فروز در پیش تیغ دوست رویم آستین فشان

💡 روزی که شد محیط کرم آستین فشان چندین هزار دامن گوهر به من رسید

💡 خوش آنکه شد ز دنی و عقبی به میکده دامن کشان ازین و ازان آستین فشان

💡 واعظ تو را که دامن ازینها فتاده پاک این آستین فشانی لایعقلانه چیست

💡 گذشتم از تو چنان آستین فشان آخر که داغ عشق تو چون گل ز آستینم ریخت

💡 کدام راه زد این مطرب سبک مضراب؟ که هوش از سر من آستین فشان برخاست

💡 آن زن در حالی که با حرکاتی آستین فشان و با غرور فراوان در میان جمع قدم می‌زد، نگاه همه را به خود جلب کرد.

💡 در آن داستان‌های قدیمی، شخصیت‌های اصلی اغلب با حرکاتی آستین فشان و پر از هیجان، به استقبال چالش‌های بزرگ زندگی می‌رفتند.

💡 او با رفتاری آستین فشان و پر از ناز و کرشمه، سعی داشت توجه تمام حاضران در آن مجلس پر زرق و برق را جلب کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران