آذین به معنای زینت و آرایش است که به زیورآلات و آیینهای خاص اشاره دارد. این واژه در فرهنگ و هنر به شکلهای مختلفی بکار میرود و نشاندهنده زیبایی و جلوهگری است. آذین میتواند به تزئینات ظاهری در لباس، فضا یا حتی مراسمهای مختلف مرتبط باشد. به عبارت دیگر، آذین به ما یادآوری میکند که زیبایی و جذابیت بخشی جدانشدنی از زندگی انسانهاست و در هر جنبهای از زندگی میتوانیم به نحوی آن را مشاهده کنیم. این مفهوم نه تنها در هنر و معماری، بلکه در رفتارها و آداب و رسوم اجتماعی نیز نمود پیدا میکند و به ما کمک میکند تا به زیباییهای اطراف خود بیشتر توجه کنیم.
آذین
لغت نامه دهخدا
( آذین ) آذین. ( اِ ) زیب. زیور. زینت. آرایش. آیین
فرهنگ معین
( آذین ) ( اِ. ) ۱ - زیب، زینت، آرایش. ۲ - رسم، قاعده، قانون.
فرهنگ عمید
( آذین ) ۱. زیب، زیور، زینت: ببستند آذین به شهر اندرون / پر از خنده لب ها و دل پر ز خون (فردوسی: ۶/۱۰ ).
۲. [قدیمی] آیین، رسم، قاعده، قانون: نوشتند بر سان و آذین چین / سوی شاه با صدهزار آفرین (فردوسی: لغت نامه: آذین ).
۳. [قدیمی] غرفه و نشیمنگاه های آراسته و مزین در جشن ها.
فرهنگ فارسی
( آذین ) ( اسم ) ۱- زیب زینت آرایش. ۲ - رسم قاعده قانون.
زیب زیور
( اسم ) مصغر اذن است گوش خرد گوشک.
نامی از نامهای مردان عرب
فرهنگ اسم ها
اسم: آذین (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: āzin) (فارسی: آذين) (انگلیسی: azin)
معنی: زینت، آرایش، زیور، آیین، زیب، رسم و قاعده، نام یکی از فرماندهان سپاه بابک خرم دین، نام پهلوانی در ویس و رامین
ویکی واژه
آنچه برای زینت و آرایش دادن بکار میبرند. زیور، زینت، زیب. تزیین.
(قدیمی): رسم، قاعده، قانون. آیین.
(قدیمی): غرفه و جایگاههای آراسته و مزین در جشنهای.
مترادف کَم، ناچیز در زبان فارسی که همراه با ربط به مخاطب است. آذین بِزِمْ چه چؤخ دِ. کمِت واسه ما زیاده.
جمله سازی با آذین
💡 آذین چو کلام کلک بندد تا در عدن به سلک بندد
💡 سپس گفت آن مرد بی آبروی که بندند آذین به بازار و کوی
💡 چو در مرو گزین شد شاه رامین بهشتی دید در وی بسته آذین