اسفهبد

لغت نامه دهخدا

اسفهبد. [ اِ ف َ ب َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) بر وزن و معنی اسپهبد است که مطلق سپهسالار باشد. ( برهان ). سپه سالار. سپاهبد. اسپاهبد. اسپهبد. سپهبد. رجوع به اسپهبد شود. || نامی است مخصوص ملوک فارسیان. ( برهان ). اسپهبد و اسفهبد لقب عام ملوک جبال طبرستان است. ( آثارالباقیه ). رجوع به اسپهبد شود.

فرهنگ معین

(اِ فَ بَ ) [ معر. ] (ص مر. ) ۱ - سپاهبد، سپاهسالار. ۲ - عنوان پادشاهان طبرستان.

فرهنگ عمید

= اسپهبد

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) ۱ - سپاهبد سپاهسالار. ۲ - عنوان پادشاهان طبرستان.

ویکی واژه

سپاهبد، سپاهسالار.
عنوان پادشاهان طبرستان.

جمله سازی با اسفهبد

💡 سهروردی در حکمة الاشراق آورده‌است: نور فی نفسه و لنفسه، نور مجرد و نور محض نامیده می‌شود. چیزی از نور آشکارتر نیست و چیزی به اندازه نور بی‌نیاز از تعریف نیست. حق‌تعالی که سهروردی آن را نورالانوار، نور محیط، نور فیوم، نورمقدس نوراعظم اعلی، نور نهار، و نور اسفهبدی می‌نامد. مطلقاً بی‌نیاز است.

💡 اسفهبد در تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۲۰، ساعت ۱۱ صبح توسط نیروهای لباس شخصی سازمان اطلاعات سپاه به اتهام فعالیت علیه نظام بازداشت شد. در پیامی که در ۱۷ اوت منتشر کرد اعلام کرد به مدت ۷ روز، روزانه به مدت بیش از شش ساعت از او بازجویی شده‌است.اطلاعات سپاه به وی پیشنهاد داده بود که در صورت همکاری و جاسوسی از فعالان خارج از ایران وی آزاد خواهد شد.