اصیل

اصیل

کلمه اصیل به معنای واقعی، خالص، و دارای ریشه و بنیاد معتبر است. این کلمه در زمینه‌های مختلفی به کار می‌رود و معانی زیر را می‌تواند داشته باشد:

در فرهنگ و هویت: 

این واژه به معنای حفظ و انتقال ویژگی‌ها، آداب، و سنت‌های اصلی یک فرهنگ یا قوم است. به عنوان مثال، یک فرد یا خانواده می‌تواند به عنوان اصیل شناخته شود اگر آن‌ها به سنت‌ها و ارزش‌های فرهنگی خود پایبند باشند.

در هنر و ادبیات: 

در این زمینه، این کلمه به آثار هنری یا ادبی اشاره دارد که خلاقانه و منحصر به فرد هستند و تحت تأثیر تقلید یا کپی‌برداری قرار نگرفته‌اند. به عبارت دیگر، آثار اصیل به عنوان آثار اصلی و خالص شناخته می‌شوند که از خلاقیت و تفکر مستقل ناشی می‌شوند.

در علم و فناوری: 

در حوزه علم این اصطلاح می‌تواند به معنای واقعی بودن یک پدیده، ماده، یا داده باشد. به عنوان مثال، یک نمونه اصیل از یک ماده ممکن است به معنای این باشد که آن نمونه به طور طبیعی و بدون تغییرات مصنوعی به دست آمده است.

در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی: 

این کلمه می‌تواند به محصولاتی اشاره داشته باشد که از مواد اولیه با کیفیت و طبیعی ساخته شده‌اند و از نظر تولید و منبع معتبر هستند.

لغت نامه دهخدا

اصیل. [ اَ ] ( ع ص ) صاحب اصل بمعنی صاحب نسب، ای کسی که آبا و اجداد او شریف و نجیب باشند. ( غیاث ). آنکه دارای اصل است. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). خداوند اصل و حسب و نسب و بزرگ. ( مقدمه لغت میرسیدشریف جرجانی ص 3 ). صاحب اصل. صاحب نسب. ( منتهی الارب ). گهری. گوهری. بانژاد. باپروز. عریق. گرامی نژاد. نژاده. بااصل.اصلمند. نیک نژاد. ( تفلیسی ). رمیز. ( منتهی الارب ). نجیب. کسی که دارای نسب بزرگ باشد. چیزی یا کسی بااصل و بزرگ. ( مؤیدالفضلا ). بیخ آور. خداوند نسبت نیکو. پاک گهر. نژاده. باگهر: اگر نه آن بودی که مردی بزرگ زاده و اصیل بود و از راه دور آمده بود بفرمودمی تا همان زمان او را هلاک کردند. ( تاریخ بخارا ):
همیشه قاعده ملک کردگار جلیل
ممهد است بشمشیر شهریاراصیل.عبدالواسع جبلی. || هر چیز محکم و استوار و بیخدار.( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). || محکم رای. ( از اقرب الموارد ). صاحب رای محکم. ( از منتهی الارب ).
- رای اصیل؛ رای استوار و محکم:
کرده ای هیچ توشه ای ره را
نیک بنگر یکی به رای اصیل.ناصرخسرو.|| خلیفه ثابت رای از سرداری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). العاقب الثابت الرأی. ( تاج العروس ). || مجد اصیل؛ ذواصالة. || ابن عباد گوید: شر اصیل؛ ای شدید. || در اساس آمده است که: گویند نخل در سرزمین ما اصیل است؛ یعنی در آن پایدار و باقی است و از بین نمی رود. ( از تاج العروس ). || ( اِ ) آخر روز. ( منتهی الارب ). وقت مابعد عصر تا غروب. ( از اقرب الموارد ). ج، اُصُل، اُصلان، آصال، اَصائل. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شبانگاه و وقت خفتن است و... جوهری گفته است تا نماز شام. ( شمع قاموس ): بُکرةً و اَصیلاً؛ بامداد و شبانگاه. ( قرآن 48 / 9 ). شبانگاه. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( مقدمه لغت میرسیدشریف جرجانی ) ( ترجمان ترتیب عادل ص 13 ). شامگاه. آفتاب زرد تا پسین. نزدیک به فروشدن آفتاب. پس از نماز دیگر. وقت فاصل بین عصر و مغرب. بعد از عصر تا فرورفتن آفتاب. شبانگاه، و آن بعد از وقت عصر تا وقت فرورفتن آفتاب است. ( مؤیدالفضلا ). ایوار. خلاف غدوة. خلاف بکرة. ج، آصال: بالغدو و الآصال؛ به بامداد و شبانگاه. ( قرآن 205/7 و 15/13 و 36/24 ). و رجوع به آصال شود. صاغانی گفته است: اصیل بمعنی وقت بر آصال جمع بسته شود، چون افیل و آفال. ( از تاج العروس ). || هلاک و موت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] ۱ - (ص. ) پاک نژاد، نجیب. ۲ - (اِ. ) شبانگاه. جِ آصال.

فرهنگ عمید

۱. دارای نژاد خوب، نژاده، نجیب: آدم اصیل.
۲. به دور از تحریف یا تغییر، اصلی، واقعی: فرهنگ اصیل اسلامی.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) نژاده باگهر والاتبار گهری نجیب. ۲ - ( اسم ) شبانگاه. جمع: آصال.
ابن عبد الله هذلی یا غفاری صحابی بود و وی همان کسی است که هنگامیکه مکه را برای پیامبر ( ص ) وصف کرد فرمود کافیست ترا ای اصیل.

فرهنگ اسم ها

اسم: اصیل (پسر) (عربی) (تلفظ: asil) (فارسی: اصيل) (انگلیسی: asil)
معنی: صاحب نسب، شریف، نژاده، باگهر، والاتبار، دارنده ی نژاد گزیده، نجیب

جملاتی از کلمه اصیل

گول را نبود رقابت با حکیم و هوشمند سفله نتواند عداوت با اصیل و با نجیب
بنا به توضیحاتی که ارائه شد پر واضح است که گویش مشهدی یا فارسی مشهدی گرانبهاترین گنجینهٔ زندهٔ ادبیات و فارسی اصیل دری است و حتی به شکل توسعه یافته‌تری گنجینهٔ فرهنگ اصیل ایرانی، تنها ۸۰ درصد افسانه‌ها و اشعار حماسی و پهلوانی ایران از شهر توس برخاسته است. در این گویش لغات اصیل فارسی موج می‌زند به‌طوری‌که اشعار کهن ما، برای خراسانی‌ها ومشهدی‌ها کاملاً قابل فهم است.
اینک در زیر، آنچه از کتاب‌های افلاطون که امروزه اصیل بودن آنها مقطوع یا قریب به یقین است فهرست می‌گردد؛ آن هم به ترتیب تاریخی که برای آنها می‌توان قائل شد و البته این ترتیب حدسی و فرضی و تقریبی است.
علی بن ابی‌طالب در وصف ترک‌ها می‌گوید: گویا آنان را می‌بینم که با رخساری چونان سپرهای چکش خورده، لباس‌هایی از دیباج و حریر پوشیده، که اسب‌های اصیل را یدک می‌کشند و آنچنان کشتار و خونریزی دارند که مجروحان از روی بدن کشتگان حرکت می‌کنند و فراریان از اسیرشدگان کمترند.
اصیلان را همان ابلیس خوشتر که یزدان دیده و کامل عیار است
لوسیوس آپولیوس یا لوکیوس آپولیوس در سال ۱۲۴ میلادی در ماداورا در یک خانوادهٔ اصیل اهل رم به دنیا آمد.آپولیوس در زادگاهش و بعد در کارتاژ و آتن به تحصیل پرداخت.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم