ابتلاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ابتلا. آزمودن. بیازمودن. آزمایش. امتحان. آزمایش کردن. خبر پرسیدن. اختبار. ( از آنندراج ). || در بلا و رنج افکندن. مبتلا کردن. گرفتار و دچار رنجی کردن. || در بلا افتادن. گرفتاری. ( از آنندراج ):
گفت رنج احمقی قهر خداست
رنج کوری نیست قهر، آن ابتلاست
ابتلا رنجیست کان رحم آورد
احمقی رنجیست کان زخم آورد.مولوی.ابتلایم می کنی آه الغیاث
ای ذکور از ابتلایت چون اناث.مولوی.آفتابی نام تو مشهور و فاش
چه زیان است ار بکردم ابتلاش.مولوی.مِرْوَحه ی ْ تقدیر ربانی چرا
پر نباشد ز امتحان و ابتلا.مولوی.فضلها دزدیده اند این خاکها
ما مقر آریمشان در ابتلا.مولوی.از جمادی بی خبر سوی نما
وز نما سوی حیات و ابتلا.مولوی.چونکه صانع خواست ایجاد بشر
ازبرای ابتلای خیر و شر
جبرئیل صدق را فرمود رو
مشت خاکی از زمین بستان گرو.مولوی.|| آب بدهان گرفتن. || آب به بینی گرفتن. || مسواک کردن. || موی شارب باز کردن. || تقصیر کردن. || موی زهار ستردن. || استنجا کردن. || ناخن گرفتن. || موی بن بغل تراشیدن. || اختیار کردن. || سوگند خوردن. || دانستن و حقیقت چیزی دریافتن. || شناخته گردیدن. || تکلیف به امر شاق. || ختنه کردن.
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) دچار شدن، در بلا افتادن. ۲ - (مص م. ) مورد آزمایش قرار دادن، امتحان کردن.۳ - (اِمص. ) گرفتاری، مصیبت.
دچار شدن، در بلا افتادن.
مورد آزمایش قرار دادن، امتحان کردن.
گرفتاری، مصیبت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فصل هفتم درباره نحوه مراقبت از چشم، گوش، بینی، حلق و مفاصل بیمار است تا این اعضا از ابتلاء به آبله مصون بمانند. در مورد چشم، رازی چکاندن آب سرد و گلاب و در مورد حلق، غرغره آب انارترش و امثال آن را مفید دانسته است.[پاورقی ۱۴]
💡 اما ابتلاء خلیل بذبح فرزند آن بود، که یک بار خلیل در جمال اسماعیل نظاره کرد التفاتیش پدید آمد آن تیغ جمال او دل خلیل را مجروح کرد، فرمان آمد که یا خلیل ما ترا از آزر و بتان آزری نگاه داشتیم تا نظاره روی اسماعیل کنی؟ رقم خلّت ما و ملاحظه اغیار بهم جمع نیابد ما را چه نظاره تراشیده آزری و چه نظاره روی اسمعیلی
💡 او برای ترجمهٔ کتابهای طرح فیزیک هاروارد، شیمی و جامعه و شیمی عمومی با نگرش کاربردی سه بار برندهٔ کتاب سال ایران شد. احمد خواجه نصیر طوسی در سن ۹۶ سالگی، بر اثر ابتلاء به کووید -۱۹ درگذشت.
💡 ای ابتلاء و امتحان فلا یحملنّکم حبّها علی الخیانة مثل ابی لبانة، او تاخذوا المال من غیر حلّه، او تقعدوا عن جهاد و طاعة لمکانهما بل قوموا بالحق فیهما بصیراً نعمة خالصة.
💡 هر که از عقل نصیبی دارد در مصلحت خود بکوشد و آزادگی ببندگی نفروشد که عقل ابتلاء و امتحان نبیند و مذلت و هوان باختیار نگزیند، کن ومکن از جوایز شرع است نه از نتایج عقل.
💡 در فصل سوم، علائم ابتلاء به آبله آمده، که از آن جمله است: تب مُطْبِقه، کمردرد، خارش بینی، بی خوابی، مورمور شدن همه بدن، پف کردن صورت و برافروخته شدن آن، سرخ شدن گونهها و چشمها، و سنگین شدن بدن. رازی در انتهای این فصل[پاورقی ۱۲] از آبله خوشخیم (به تعبیر نجمآبادی: آبله مرغان)[پاورقی ۱۳] یاد کرده که در آن ضرر زیاد بودن خون بیمار بیش از تعفن آن است.