ارتشتار.[ اَ ت ِ ] ( ص، اِ ) این کلمه در پهلوی اَرتَیشتر بمعنی سپاهی و لشکری است و آن از کلمه اوستائی رَثَه اِشتَرَه بمعنی رزمیان مأخوذ است. مسعودی «ارتشتاران سالار» ( فرمانده سپاهیان ) را از مناصب عهد ساسانی یادکرده است و از جمله سیاوش ارتشتاران سالار است که با سپاهبذ ماهبذ بجانب سرحد رهسپار شد که داخل مذاکره صلح شوند. ( ایران در زمان ساسانیان کریستن سن ص 81 ).
(اَ تِ ) [ په. ] (ص. اِ. ) نظامی، سپاهی، رزمنده. ج. ارتشتاران.
ارتیشتر: سپاهی، لشکری، ارتیشتار و ارتیشدار و ارتشدار نیزگفته اند
( صفت اسم ) رزمنده سپاهی جمع: ارتشتاران.
نظامی، سپاهی، رزمنده.
ارتشتاران.
💡 به نام سه طبقهٔ اصلی اجتماعی در آن دوران یعنی طبقهٔ ارتشتاران و نظامیان، طبقهٔ کشاورزان و پیشهوران، و طبقهٔ موبدان و روحانیان، که با سه رنگ سرخ و سبز و سپید یا همان سه رنگ پرچم ایران مشخص میشدهاند، اهمیت مییابد.[نیازمند منبع] به زعم احمد تفضلی آتشکدهها بنا بر اهمیت نوع آتشی که در آن است، به سه دسته تقسیم میشوند: آتشِ بَهْرام، آدُران و دادگاه.[نیازمند یادکرد دقیق]
💡 در اوستا، جنگاوران یکی از بزرگترین نیروهای مزدیسنا هستند. در بندهش، در روایت آفرینش گیتی توسط اهورهمزدا و به هنگام حملهٔ اهریمن، مینوی آسمان همچون ارتشتاری به نبرد با اهریمن پرداخت و اهورهمزدا فروهرهای ارتشتاران پرهیزگار را برای رویارویی با اهریمن پیرامون باروی آسمان بگمارد. ایزدباد ــ وای ــ که ارتشتاران سالار دیگر ایزدان است، در این نبرد جامهای گوهرنشان و سرخ بر تن دارد که لباس ارتشتاران است.