ارق

لغت نامه دهخدا

( آرق ) آرق. [ رِ ] ( ع ص ) بیخواب شده. در شب بیدارمانده.
ارق. [ اَ ] ( اِ ) نهر و گذرآب. و در لهجه آذری اَرخ است به معنی جوی و نهر.
ارق. [ اَ رَ ] ( ع مص ) بیداری شب.بیخواب ماندن بشب. بی خواب شدن. ( زوزنی ). بیخوابی.
ارق.[ اَ رِ ] ( ع ص ) بیخواب. بیخواب شده. بیدار. آرِق.
ارق. [ اَ رَق ق ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از رقیق. رقیق تر.تُنُک تر. اَدَق. شفاف تر. باریکتر. ( غیاث اللغات ).
- امثال:
ارق من الماء.
ارق من النسیم.
ارق من الهواء.
ارق من دمعالغمام.
ارق من دمعالمستهام.
ارق من دمعةالشیعیة.
ارق من دین القرامطة.
ارق من رداءالشجاع.
ارق من رقراق السراب.
ارق من ریق النحل.
ارق من سحاءالبیض.
ارق من غِرقی البیض.
|| شفاف. ( غیاث اللغات ).
ارق. [ ] ( اِخ ) موضعی به سیستان. ( نخبةالدهر دمشقی چ لیبسک ص 183 ).

فرهنگ معین

( اَ رَ ) [ ع. ] (ص تف. ) رقیق تر، تنگ تر، شفاف تر، باریک تر.

فرهنگ عمید

رقیق تر، نازک تر، شفاف تر.

فرهنگ فارسی

( آرق ) بیخواب شده
رقیق تر، نازکتر، شفاف تر
( صفت ) رقیق تر تنک تر شفاف تر باریک تر.
موضعی به سیستان

ویکی واژه

رقیق تر، تنگ تر، شفاف تر، باریک

جمله سازی با ارق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شگرف‌و بیغش‌کافی‌سلیس‌و دلکش و صافی پسند و ویژه و وافی بلند و شارق و بیضا

💡 این سازمان برای ده سال و تا قبل از اکسکالیبر جدید شماره اول (۲۰۰۶)، تنها دپارتمان نامیده می‌شد. البته به ام‌آی-۱۳، سازمان خارق‌العادهٔ اطلاعاتی نیز گفته می‌شود.

💡 ارقنه یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان سلوک بخش مرکزی شهرستان هشترود واقع شده‌است.

💡 که بعد از فراز و نشیبهای فراوان طی سالهای اخیر با نگاه ویژه سازمانهای ذی‌ربط نظیر گمرک و بنادر و دریانوردی بارقه‌های بهبود اقتصادی به چشم می‌خورد.

💡 همه را خلعت زیبندهٔ هستی از تست چارقب داده سخایت ز عناصر به بشر

💡 کمند پیچ پیچ آرد سر اندر حلقه چون ثعبان سنان سر فراز آید برون از پوست چون ارقم

هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز