فرهنگ فارسی
( آئین نامه ) ( اسم ) مجموع. مقرراتی که یک موئ سس. عمومی یا خصوصی بمنظور تنظیم امور موئ سس. خود تهیه و تدوین میکنند مانند آیین نامه های موئ سسات دولتی انجمنهای محلی احزاب شرکتها آموزشگاهها و غیره نظامنامه.
( آئین نامه ) ( اسم ) مجموع. مقرراتی که یک موئ سس. عمومی یا خصوصی بمنظور تنظیم امور موئ سس. خود تهیه و تدوین میکنند مانند آیین نامه های موئ سسات دولتی انجمنهای محلی احزاب شرکتها آموزشگاهها و غیره نظامنامه.
regolamento
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدینسان که دولت ایران انجام و نتیجهٔ یک «همهپرسی» در بحرین را بپذیرد، و در صورتی که در این همهپرسی مردم بحرین خواهان استقلال باشند، ایران از ادعای مالکیت بحرین چشم بپوشد، و این چشمپوشی را به مجلس شورای ملی ببرد، و در آنجا یکی از وکلای مجلس با آموزشهای از پیش دادهشده، دولت را استیضاح کند، و دولت هم یک پاسخ سطحی به آن بدهد، آنگاه برابر با آئیننامههای موجود، دولت درخواست رأی اعتماد از مجلس میکند. رأی اعتماد حاصل میشود و بحرین هم بیدغدغه از ایران جدا میشود.»
💡 اتاق تهران در راستای حمایت از تشکلهای بخشخصوصی برای تدوین شیوهنامه حمایتی، که یکی از اهداف امور تشکلها و مسئولیت اجتماعی اتاق تهران است، برنامهریزی کرده و آئیننامه حمایتی مرتبط با تشکلها در اتاق تهران تدوین و پیادهسازی شدهاست. همچنین حدود ۳۰ تشکل در اتاق تهران، ثبت شده و در شرف تأسیس است.