ابدالدهر

لغت نامه دهخدا

ابدالدهر. [ اَ ب َ دُدْ دَ ] ( ع اِ مرکب، ق مرکب ) همیشه:
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند.؟

فرهنگ معین

(اَ بَ دُ دَ ) [ ع. ] (ق. ) تا ابد، به طور همیشگی.

فرهنگ عمید

به طور همیشگی، تا ابد.

فرهنگ فارسی

همیشه

ویکی واژه

تا ابد، به طور همیشگی.

جمله سازی با ابدالدهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باد او سخن سرای و فلک گشته مستمع وانفاس او مباد ابدالدهر منقطع

💡 شیوه او ابدالدهر هوای زر و سیم صفت وی همه دم یاد حریر و مخمل

💡 وندرین ملک اگر راه کنم در بزمی یا به راهی ابدالدهر نشینم چو غبار

💡 بدیاری که دهد فرتو یکروز عبور ابدالدهر بجان آید از او بوی عبیر

💡 گفتم که بد معرفی عارف شدی و گفت «این نام نیک تا ابدالدهر بس مرا!»

💡 تو شاد همی زی که فلک تا ابدالدهر کرده ست به ملک تو و عمر تو ضمانی

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز