لغت نامه دهخدا
( آب باریک ) آب باریک. ( اِخ ) نام محلی کنار راه همدان به کرمانشاه،میان روان و گندچین. و رجوع به گردنه آب باریک شود. || نام کوهی در کرمان متصل بجبال بارز.
( آب باریک ) آب باریک. ( اِخ ) نام محلی کنار راه همدان به کرمانشاه،میان روان و گندچین. و رجوع به گردنه آب باریک شود. || نام کوهی در کرمان متصل بجبال بارز.
( آب باریک ) (اِمر. ) ۱ - آب کم. ۲ - درآمد اندک. آب باریکه (کِ ) (اِمر. ) (عا. ) نک آب باریک.
( آب باریک ) ( اسم ) ۱ - آب کم. ۲ - در آمد اندک دخل کم.
نام محلی کنار راه همدان به کرمانشاه نام کوهی در کرمان متصل به جبال بارز
آب باریک (کهنوج). آب باریک، روستایی در دهستان دهکهان بخش مرکزی شهرستان کهنوج در استان کرمان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۱۰۶ نفر ( ۳۰ خانوار ) بوده است.
آب باریک. آبْ باریک
گردنه ای در استان فارس، شهرستان شیراز، با ارتفاع ۱,۹۵۰ متر. در ۱۵کیلومتری شمال شرقی شیراز، سر راه شیراز به مرودشت و اصفهان، قرار دارد.
اصطلاحاً جریان مداوم جوی آب یا رود خیلی کم. تعداد بیشماری از اسامی شهر و روستا در ایران که در ابتدای تأسیس رود نازکی در آن جاری بوده.
تلویحا درآمد ناچیز مداوم.
💡 آب باریک (بهار)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بهار در استان همدان ایران است.
💡 نگردد خرج ره چون آب باریکی که من دارم؟ در آن صحرای بی پایان که سیلاب از نفس افتد
💡 آب باریک، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان سبزوار استان خراسان رضوی ایران.
💡 خوشم با آب باریک قناعت با دل روشن که در هر جا طراوت بیش باشد زنگ می بالد
💡 مکن در پیش این سنگین دلان چون تیغ گردن کج ز قسمت آب باریکی اگر در جوی خودداری
💡 آب باریک بالا، از توابع بخش مرکزی شهرستان بجستان در استان خراسان رضوی ایران است.