اصدق. [ اَ دَ ] ( ع ن تف ) راست تر. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || راستگوتر. ( ناظم الاطباء ). راستگوی تر. صادق تر. ازدق:
السیف اصدق انباءً من الکتب.متنبی.و فی الحدیث: اصدقهم [ای اصدق امتی ] حیاءً عثمان.
- امثال:
اصدق ظناً من المعی.
اصدق من القطا؛ راستگوتر از مرغ سنگخوار. سنگخوار پرنده ایست که بدان در راستی مثل زنند زیرا آن پرنده «قطاقطا» فریاد میکشد و در خبر دادن از خود راست میگوید. و نیز گفته اند عرب از اینرو بدان مثل میزند که آوازی یکسان دارد و آنرا تغییر نمیدهد. ( از فرائدالادب المنجد ).
اصدق من لفظ لحظ؛ نگاه از لفظ راستگوتر است. ( از فرائدالادب المنجد ).
(اَ دَ ) [ ع. ] (ص تف. ) راست تر، راستگوتر.
صادق تر، راستگوتر، راست تر
( صفت ) صدق تر راست تر راستگوتر.
[ویکی الکتاب] معنی أَصْدَقُ: راستگو تر
ریشه کلمه:
صدق (۱۵۵ بار)
راست تر، راستگو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصدقائی انا هذا و حبیبی و اری روضه الوصل و لم تخش غواشی الحجب
💡 شعر اکذب احسنت اما زیمن نعت او اصدق اقوال من شد احسن اشعار من
💡 اسامة گفت: یا رسول اللَّه! آن کلمه از بیم میگفت نه از دل و اعتقاد، میخواست که تن و مال خویش نگه دارد. رسول (ص) گفت: «فهلا شققت عن قلبه لتنظر اصدق ام لا؟»
💡 هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ ای اعدل و اصدق من دعائکم ایاهم لغیر آبائهم.
💡 فلست ادری خیر القول اصدقه خان الزمان علیهم ام هم خانوا