آشامیدنی

لغت نامه دهخدا

( آشامیدنی ) آشامیدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) درخور آشامیدن. سزاوار نوشیدن. || که نوشیدن آن بتوان. || که نوشیدن آن واجب است. || ( اِ ) آنچه آشامند. مقابل خوردنی. شراب. مشروب. شربت. حسو. ( دهار ). نوشیدنی. شروب.

فرهنگ عمید

( آشامیدنی ) آب، شربت، نوشابه، و هر چیزی که مناسب آشامیدن باشد، نوشیدنی.

فرهنگ فارسی

( آشامیدنی ) ( صفت ) ۱ - لایق آشامیدن در خور نوشیدن نوشیدنی. ۲ - آنچه که بتوان نوشید. ۳ - آنچه که نوشیدن آن لازم باشد. ۴ - آنچه را که آشامند مقابل خوردنی.
در خور آشامیدن

ویکی واژه

مناسب آشامیدن؛ قابل شُرب. مایعاتی که برای رفع عطش و مانند آن می‌نوشند. نوشیدنی.

جمله سازی با آشامیدنی

💡 آبجوپُنگ یا بی‌یرپُنگ که با نام بیروت هم شناخته می‌شود، یک گونه از بازی‌های آشامیدنی است که در آن بازیگران تلاش می‌کنند توپ‌های پینگ‌پنگ را از روی میز به گونه‌ای پرتاب کنند که در یکی از لیوان‌های آبجو در آن سوی میز فرود آید. این بازی معمولاً با دو گروه دو نفری هر یک با ده لیوان که به گونه سه‌گوش روی میز جای گرفته‌است، بر پا می‌گردد.

💡 استرس اکسیداتیو چیرگی رادیکال‌های آزاد بر دفاع آنتی‌اکسیدانتی بدن است. دستگاه برق‌کافت و استیک آلکالاین نیز با تولید آب یون‌زدوده می‌توانند باعث بالا رفتن دفاع آنتی‌اکسیدانتی بدن شوند و از پیدایش بیماری‌های در پیوند با استرس اکسیداتیو جلوگیری کنند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که آب آشامیدنی قلیایی تأثیرات سلامت بخش ویژه‌ای از قبیل پیشگیری از سرطان دارد.