ادبیر. [ اِ ] ( از ع، اِمص، ص ) ( بیاء مجهول و گاه برای رعایت قافیه بیای معروف نیز خوانند ). ( غیاث ). ممال ادبار، بمعنی منحوس، نحوست، بدبختی و غیره. رجوع به ادبار شود:
در جهان چندانکه خواهی بیشمار
نیستی و محنت و ادبیر هست.انوری.نی پدر از نصح کنعان سیر شد
نی دمی در گوش آن ادبیر شد.مولوی.میخورد از غیب بر سر زخم او
از شکست توبه آن ادبیرجو.مولوی.که منه این سر مر این سرزیر را
هین مکن سجده مر این ادبیر را.مولوی.
( اِ ) [ ع. ] ۱ - (اِمص. ) نحوست، بدبختی. ۲ - (ص. ) منحوس، بدبخت.
نحوست، بدبختی، بخت برگشتگی: در جهان چندان که گویی بی شمار / نیستی و محنت و ادبیر هست (انوری: ۵۶۱ ).
ممال ادبار، نحوست، بدبختی، بخت برگشتگی
۱ - ( اسم ) نحوست بدبختی واژگون بختی. ۲ - ( صفت ) منحوس بدبخت واژگون بخت.
نحوست، بدبختی.
منحوس، بدبخت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دانش کیسه بر اقبال دوزند من از وی مایة ادبیر دارم
💡 خان و مان رفته شده بدنام و خوار کام دشمن میرود ادبیروار
💡 در جهان چندان که گویی بیشمار نیستی و محنت و ادبیر هست
💡 نه پدر از نصح کنعان سیر شد نه دمی در گوش آن ادبیر شد
💡 گوئی که می بروید نومیدی از زمین مانا که می ببارد ادبیر از آسمان
💡 چون روبه من شدی تو از شیر مترس چون دولت تو منم ز ادبیر مترس