امراء

در زبان عربی، جمع کلمه «امیر» به معنای فرمانده، حاکم یا رئیس است. این کلمه در فرهنگ‌ها و متون مختلف به صورت اسمی به کار رفته و بسته به بافتار، معانی متعددی را منعکس می‌سازد. در متون ادبی و تاریخی فارسی، «امراء» معمولاً به جمعی از حاکمان یا بزرگان اشاره دارد و اغلب در سیاق اشاره به حکومت‌ها یا نظام‌های طبقاتی به کار می‌رود. همچنین، در برخی منابع جغرافیایی، «امراء» نام یک منطقه یا شهر تاریخی در یمن، واقع در بلوک سخان، ذکر شده است که نشان‌دهنده اهمیت تاریخی و پراکندگی جغرافیایی این واژه در جغرافیای اسلامی است. برای درک کامل مفاهیم مرتبط، ارجاع به مدخل «امرا» در فرهنگ‌ها توصیه می‌شود.

علاوه بر معانی اسمی و جغرافیایی، «امراء» در حوزه زبان‌شناسی عربی و منابع لغوی، به عنوان یک مصدری که ریشه در فعلی خاص دارد نیز شناخته می‌شود. این فعل به عملی اشاره دارد که به طور مشخص بر تغییر کیفیت خوراکی‌ها و به‌ویژه شیر دلالت می‌کند. به عبارت دقیق‌تر، این واژه به فرآیند «گوارا گردیدن طعام» یا «گوارا شدن غذا» معنا شده است، که حاکی از قابلیت هضم یا مطبوع شدن غذا است. این معنا، کاربردی تخصصی در حوزه‌های طب سنتی و کشاورزی داشته و نشان‌دهنده دقت لغت‌شناسان در ثبت جزئیات زبان است.

در ادامه، این مفهوم مصدری به شرایط خاصی در حوزه دامداری نیز تعمیم داده شده است؛ یعنی، «بسیار شیر شدن ناقه» یا وضعیتی که شتر ماده شیر بسیار زیادی تولید می‌کند. همچنین، مفهوم متضاد آن یعنی «فروگذاشتن اشتر شیر را» نیز ذیل همین ریشه واژگانی ذکر شده است. این چندوجهی بودن معنایی، از گوارا شدن غذا تا تغییرات فیزیولوژیک در دام، نشان می‌دهد که ریشه «امراء» گستره معنایی وسیعی را در زبان عربی کلاسیک پوشش داده است که از سوی فرهنگ‌نویسان بزرگ ایرانی نظیر تاج المصادر بیهقی و آنندراج به فارسی منتقل گردیده است.

لغت نامه دهخدا

امراء. [ اُ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ امیر. رجوع به امرا شود.
امراء. [ اَ ] ( اِخ ) شهری است از نواحی یمن در بلوک سخان. ( از معجم البلدان ).
امراء. [ اِ ] ( ع مص ) گواردگردیدن طعام. ( منتهی الارب ). بگوارانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). گوارا گردیدن طعام. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). گواراتر شدن طعام. ( آنندراج ). بسیارشیر شدن ناقه.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). فروگذاشتن اشتر شیر را. ( تاج المصادر بیهقی ). بسیار شیر دادن ناقه. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(اُ مَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ امیر، فرماندهان، امیران.

ویکی واژه

جِ امیر؛ فرماندهان، امیران.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز