بسامان

لغت نامه دهخدا

بسامان. [ ب ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) نیک و خوب و راست. ( ناظم الاطباء ):
که این را ندانم چه خوانند و کیست
نخواهد بسامان درین ملک زیست.سعدی ( بوستان ).کسی گفت و پنداشتم طیبت است
که دزدی بسامان تر از غیبت است.سعدی ( بوستان ).بسامانم نمی پرسی نمیدانم چه سر داری
بدرمانم نمی کوشی نمیدانی مگر دردم. حافظ. || با سامان؛ منظم، مرتب:
بزارید در خدمتش بارها
که هیچش بسامان نشدکارها.سعدی ( بوستان ).و رجوع به شعوری، ج 1 ورق 186 شود. || خوش حالت. || آسوده خاطر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(بِ ) (ص مر. ) ۱ - مرتب، آماده. ۲ - آسوده خاطر.

فرهنگ عمید

۱. خوب، نیکو.
۲. مرتب، با نظم و آراستگی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- نیک خوب. ۲- مصلح. ۳- مرتب آماده. ۴- خوش حالت. ۵- آسوده خاطر.

ویکی واژه

مرتب، آماده.
آسوده خاطر.

جمله سازی با بسامان

💡 با گذشت دوازده سال از مشروطه نابسامانی‌های ایران برطرف نشد، در مازندران نیز همچون سایر مناطق کشور اوضاع مصیبت باری حاکم بود، در تهران نیز درگیری‌هایی بر سر قدرت وجود داشت، بنابراین بزرگان مازندران از زمینداران و بازرگانان و روحانیون اساس حزب اتحاد ملی را ریختند.

💡 ابوالقاسم صاعد رملی (۱۰۶۷–۱۱۴۳م) (نسب: صاعد بن ابی‌بکر محمد بن احمد، خموشی رملی سرخسی) محدث خراسانی ایرانی بود. سمعانی اور را عالمی «درست‌سیرت، دین‌دار، تکلف‌گریز، حق‌گو» وصف کرده‌است. همچنین از اینکه گه‌گاه ذهنش نابسامان می‌شد و از عقلای مجانین شمرده می‌شد، گفته‌است. او همواره ساکن مسجد بوده‌است و سمعانی در نوبت اول در همان مسجد از او کتابت حدیث داشته‌است.

💡 زوایای دماغ از تار وسواسم بدان‌سان شد کز آنجا بار بندد عنکبوت نابسامانی

💡 امین برای دفع این شورش لشکری را به رهبری حسین بن علی بن عیسی بن ماهان به دمشق فرستاده، اما به خاطر نابسامانی‌های بغداد پیروزی چندانی حاصل نکرد، بدین صورت دمشق چند سال در اشغال به سر برد.

💡 چه او خواهد پریشانیم فزون بادم پریشانی شود رو چون پریشان‌تر شود کارم بسامان‌تر

💡 پیش ازان کز شرم خط بر رو گذاری آستین عقده ای بگشا ز کار نابسامان کسی

مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز