اجساد

واژه‌ی اَجساد در زبان عربی و فارسی، در ابتدا به عنوان مصدر و فعل، به عملی مرتبط با رنگ‌آمیزی اشاره دارد. در این معنا، «اَجساد» به معنای رنگ کردن مواد گوناگون مانند زعفران و سایر رنگ‌دهنده‌ها به کار رفته است. علاوه بر این، در بافت دیگری از معانی آن، به چسباندن یا آغشته‌سازی جامه‌ها با ماده‌ای خاص اشاره دارد که هدف آن تثبیت یا تغییر در بافت و ظاهر پارچه بوده است. این معانی اولیه، هرچند کمتر رایج هستند، ریشه‌ی لغوی این کلمه را در ارتباط با تغییر شکل ظاهری و تثبیت وضعیت مواد اولیه نشان می‌دهند.

در رایج‌ترین معنای خود، «اَجساد» جمع کلمه‌ی «جَسَد» است و به معنای بدن‌ها، جسم‌ها، و تن‌ها به کار می‌رود که اشاره به کالبد مادی موجودات دارد. اما در حوزه‌ی تخصصی کیمیاگری سنتی، این اصطلاح کاربرد فنی ویژه‌ای یافته است. در علم کیمیا، اجساد به هفت فلز اساسی اشاره دارند که عبارتند از: زر (طلا)، سیم (نقره)، آهن، مس، سُرب، رصاص (که اشاره به همان سرب یا گاهی قلع دارد) و خارصین (روی). دلیل نام‌گذاری این عناصر به «اجساد»، مقاومت و ثبات آن‌ها در برابر آتش و حرارت شدید است، برخلاف «ارواح» که در همین دانش کیمیا به عناصری با قابلیت تبخیر یا دگرگونی سریع‌تر اطلاق می‌شده است.

علاوه بر معانی فوق، در نجوم و طالع‌بینی، «اَجساد» به دسته‌ای خاص از بروج فلکی اشاره دارد که آن‌ها را «ذوات الاجساد» یا «بروج مجسّده» نیز می‌نامند. این چهار برج که در انتهای هر فصل قرار دارند، عبارتند از: برج حوت (اسفند)، برج بَرجیس (فروردین/ثور)، برج جوزا (خرداد/تیر) و برج سُنبُله (شهریور/مهر). در نظام‌های نجومی، این دسته‌بندی‌ها بر اساس ویژگی‌های ذاتی و تأثیرات فصلی آن‌ها بر جهان مادی صورت گرفته است، که این امر نشان‌دهنده گستردگی معنایی این واژه از سطح مادی بدن انسان تا قلمرو ستارگان است.

لغت نامه دهخدا

اجساد. [ اِ ] ( ع مص ) رنگ کردن بزعفران و مانند آن. || بتن ملصق گردانیدن جامه را. ( منتهی الارب ).
اجساد. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ جَسَد. بدنها. جسمها. تن ها. || در صناعت کیمیا عبارت از زر و سیم و آهن و مس و سُرب و رصاص ( قلعی ) و خارصینی است و از آن رو آنها را اجساد گویند که چون آتش آنها را دریابد ثابت و مقاوم باشند، برخلاف ارواح. ( مفاتیح خوارزمی ).
اجساد. [ اَ ] ( ع اِ ) ( ذوات الَ.... ) چهار برج قوس، حوت، جوزاء، سنبله؛ یعنی چهار برج آخر هر فصل و آن را بروج مجسّده نیز گویند. ( منتهی الارب ). و رجوع به ذوات الاجساد شود.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ جسد، بدن ها، تن ها، جسم ها.

فرهنگ عمید

= جسد

فرهنگ فارسی

بدنها، تن ها، جمع جسد
( اسم ) جمع: جسد. ۱ - بدنها تن ها جسمها کالبدها. ۲ - زر و سیم و آهن و مس و سرب و رصاص و قلعی و خارصینی.از آن رو آنها را اجساد گویند که چون آتش آنها را در یابد ثابت و مقاوم باشند بر خف ارواح.
چهار برج قوس

ویکی واژه

جِ جسد؛ بدن‌ها، تن‌ها، جسم‌ها.

جمله سازی با اجساد

💡 تاکنون چندین گور دسته‌جمعی از اجساد ایزیدیان که توسط داعش قتل‌عام شده‌اند کشف شده‌است،[پیوند مرده]، یکی از سه گور دسته‌جمعی کشف شده شهر شنگال در استان نینوا، متعلق به زنان بوده‌است.