اعتراض کردن مصدر مرکب است و در متون لغوی به معانی گوناگونی بهکار رفته است. از جمله به معنای عیبجویی از دیگری، ایراد گرفتن، انگشت بر نکتهای نهادن و توجه دادن به نقص یا اشکالی خاص. همچنین به مفهوم سخن گفتن در کار کسی، حجت آوردن، خرده گرفتن و ناخن زدن آمده است. در برخی منابع، تعابیری چون انگشت در چیزی کردن، ناخن به هم زدن و ناخن یکدیگر زدن نیز از مترادفات آن شمرده شدهاند که همگی بر نوعی دخالت، ایراد یا مخالفت دلالت دارند.
این واژه علاوه بر معانی یادشده، در کاربردهای کنایی نیز بهکار رفته و گاه اشاره به فتنهانگیزی، آشوبافروزی و برهم زدن آرامش و نظم دارد. در همین معنا، «اعتراض کردن» میتواند نشانهای از نارضایتی آشکار یا پنهان باشد که بهصورت مخالفت، ایرادگیری یا تحریک دیگران بروز میکند. از این رو، در متون تاریخی و ادبی، این واژه گاه بار معنایی منفی و هشداردهنده دارد و به عملی فراتر از صرف اظهار نظر اشاره میکند.
از دیگر مترادفات و تعبیرهای نزدیک به «اعتراض کردن» میتوان به روگردانیدن، دامن کشیدن، سر پیچیدن، سر باز زدن، شانه خالی کردن، بهانه کردن و طرح گرفتن بر کسی اشاره کرد. این تعابیر بیشتر بر مفهوم امتناع، خودداری، یا مخالفت غیرمستقیم دلالت دارند. چنانکه در جمله «اما میدانم که مر این پادشاهی را بدو نگذارند و بر رأیهای من اعتراض کنند»، واژه «اعتراض» به معنای مخالفت با نظر و رأی و ایراد گرفتن از تصمیم و تدبیر گوینده بهکار رفته است.