باختر یکی از چهار جهت اصلی در جغرافیا است که به معنی غرب میباشد و به سمت جایی اشاره میکند که خورشید در آن غروب میکند.
موقعیت جغرافیایی:
باختر (غرب) در نقشهها در سمت چپ قرار دارد، اگر شما به سمت غرب حرکت کنید، در واقع به سمت جایی میروید که خورشید غروب میکند.
حرکت زمین:
زمین به دور خود میچرخد و این چرخش باعث میشود که خورشید از شرق طلوع کرده و در غرب غروب کند. بنابراین، باختر به سمتی اشاره دارد که در آن خورشید در پایان روز ناپدید میشود.
استفاده در ناوبری:
برای حرکت به این سمت با استفاده از قطبنما، شما باید زاویهای به نام 270 درجه را تنظیم کنید. این زاویه نشاندهنده جهت غرب است.
مفهوم فرهنگی:
در فرهنگهای مختلف، سمت غرب معانی و نمادهای خاصی دارد. به عنوان مثال:
در فرهنگهای شرقی، این سمت به سوی روشنایی و روشنگری اشاره دارد.
در فرهنگهای باستانی مانند مصر باستان، غرب به دنیای مردگان و زندگی پس از مرگ مرتبط بود.
در ادبیات آمریکایی، حرکت به سمت غرب به معنای آزادی و فرصتهای جدید است.
جغرافیای آب و هوا:
در بسیاری از مناطق، بادهای غالب از سمت غرب میوزند، که به این بادها بادهای باختری گفته میشود.
باختر. [ ت َ ] ( اِ ) شمال. در اوستا بمعنی شمال است و اصل آن اباختر یعنی ماورأتر، آنطرف تر. ( فرهنگ شاهنامه رضازاده شفق ). در اوستا اَپاخْتَرَ یا اَباخْذَر آمده. در فارسی باختر گوئیم. در مزدیسنا آرامگاه اهریمن و دیوها و جای دوزخ خوانده شده. ( خرده اوستا تفسیر پورداودحاشیه ص 87 ). شمال را محل آسیب و نحوست دانسته اند.رجوع به یشتها تفسیر پورداود ج 2 حاشیه ص 168 شود:و اما، حکماء عالم، جهان را بخشش کردند بر برآمدن وفروشدن خورشید به نیمروز، و حد آن چنان باشد که از سوی مشرق از آنجا که خورشید به کوتاه ترین روزی برآید، و از سوی مغرب از آنجا که خورشید به درازترین روزی فروشود و این به علم حساب معلوم گردد [ و این جمله را بچهار قسمت کرده اند: خراسان و ایران ( خاوران ) و نیمروز و باختر؛ هرچه حد شمال است باختر گویند و هرچه حد جنوب است نیمروز گویند و میانه اندر، بدو قسمت شود، هرچه حد شرقست خراسان گویند و هرچه مغربست ایرانشهر ] واﷲ المستعان. ( تاریخ سیستان صص 23 - 24 ). || مشرق. ( برهان ) ( تفلیسی ). بمعنی مشرق اکثر است. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). و لفظ باختر مخفف بااختر است و اختر آفتاب را گویند و ماه را نیز اختر میگویند. ( غیاث ). بمعنی مشرق و خاور آید. ( شرفنامه منیری ). خراسان. تحقیق آن است که باختر مخفف بااختر است و اختر ماه و آفتاب هر دو را گویند پس باختر مشرق و مغرب را توان گفت و ازین جهت متقدمین بر هر دو معنی این لفظ را استعمال کرده اند لیکن خوار مرادف خور بیشتر آمده ازین جهت خاور بیشتر بمعنی مشرق استعمال می شود و بنابرین آفتاب را عروس خاوری گفته اند
(تَ ) ( اِ. ) مغرب.
باکتریان
غرب، مغرب
( اسم ) در اوستا اپاختره بمعنی شمال آمده و جایگاه اهریمن و دیوان و دوزخ دانسته شده در پهلوی نیز اپاختر بدین معنی و نیز بمعنی سیاره آمده. در زبان فارسی اکثر بمعنی مغرب استعمال میشود در برابر خاور: ( چو خورشید در باختر گشت زرد شب تیره گفتش که از راه گرد. ) ( فردوسی ) ولی گاه نیز بعکس باختر بمعنی مشرق و خاور بمعنی مغرب آمده: ( تا زمین در روز گیرد روشنی از باختر همچو اندر شب فلک تاریکی از خاور گرفت. )
اسم: باختر (دختر) (فارسی) (کهکشانی) (تلفظ: bākhtar) (فارسی: باختر) (انگلیسی: bakhtar)
معنی: مغرب، در پهلوی به معنی ستاره، ( در پهلوی ) به معنی ستاره است
💡 شُمال یا اَپاختَر، یکی از چهار جهت اصلی است که در نقشهها بهطور قراردادی معمولاً به سوی بالا است. شمال نقطه مقابل جنوب است و °۹۰ با خاور و باختر اختلاف زاویه دارد و خود در زاویه °۰ جای دارد.
💡 بگشاد شرم رأی وی از پیکر خورشید خوی آورد صیتش زیر پی از خاوران تا باختر
💡 مهر بلند، چهره ز خاور نمینمود ماه از حصار چرخ، سر باختر نداشت
💡 پالایشگاه کرمانشاه (قدیمیترین پالایشگاه کشور بعد از آبادان) پتروشیمی کرمانشاه، نیروگاه ۶۴۰ مگاواتی بیستون، نیروگاه سیکل ترکیبی ۱۲۸۸ مگاواتی زاگرس، مجتمع شیمیایی بیستون، باختر بیوشیمی و کیمیای غربگستر، سیمان غرب، چینی کرد، مجتمع کشت و صنعت ماهیدشت (روغن نباتی ناز گل) کشت و صنعت روژین تاک، کاشی بیستون، کاشی کاژه سیمان سامان و کاشی کرد از مهمترین واحدهای صنعتی استان است.
💡 شاه اسماعیل توانست در مدتی کوتاه با تدابیر جنگی، ایران را یکپارچه کرده و در برابر هجوم دشمنان داخلی و خارجی بهویژه ازبکان و عثمانیها که از خاور و باختر به ایران حمله میکردند بهخوبی مقاومت کند.
💡 پیش از رسیدن سفیدپوستان به منطقهٔ آلن این سامان نشیمنگاه قبیلههای سرخپوستی کادو و کومانچی بود. مهاجران اروپاییتبار از اوایل دههٔ ۱۸۴۰ به دنبال زمینهای آزاد به منطقهٔ آلن رسیدند. پس از ورود سفیدپوستها، قبایل سرخپوست منطقه به سوی باختر کوچیده و بعدها منطقهٔ زیست آنها به ناحیه، سرخپوستی شمال رود سرخ محدود شد.