کلمهی «تماخره» در فارسی به معنای مزاح، شوخی و هزل با ظرافت آمده است و گاهی بار تمسخر یا سخریه نیز دارد. این واژه به عملی اشاره دارد که در آن شخص با سخنان یا رفتار خود دیگران را به شوخی یا طنز مورد خطاب قرار دهد. این کلمه در متون کهن فارسی بیشتر در ادبیات و شعر به کار رفته است تا خوشطبعی و مطایبه را توصیف کند. گاهی تماخره بار منفی پیدا میکند و معنای تمسخر و استهزاء میدهد، یعنی قصد خنده با تحقیر دیگران. از نظر دستوری، این کلمه اسم مصدر است و معمولاً با افعال همراه میآید: «کردن، نمودن، داشتن». در متون ادبی، شاعران از تماخره برای نشاندن لبخند یا لطیفه استفاده کردهاند. در لغتنامهها، تماخره با واژههایی مثل هزل، مزاح، مسخرگی و مطایبه هممعنی آمده است. این واژه در آثار کلاسیک فارسی مانند دیوان شعرای قدیم و متون نثر متداول بوده است. این کلمه به افراد خوشذوق و شوخطبع نسبت داده میشود و نشانهی مهارت در سخنوری است. در مکالمات امروزی کمتر به کار میرود، اما در مطالعه متون کهن و ادبیات کلاسیک کاربرد دارد.
تماخره
لغت نامه دهخدا
تماخره. [ ت َ خ َ رَ / رِ ] ( اِ ) هزل و مزاح و مسخرگی و ظرافت باشد. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). هزل و تمسخر. ( فرهنگ رشیدی ). سخریه. ( شرفنامه منیری ). هزل و مزاح و ظرافت و سخر باشد. ( فرهنگ جهانگیری ):
گرتو تماخره کنی اندر چنین سفر
بر خویشتن کنی تو، نه بر من تماخره.ناصرخسرو.لیکن نه بازگردم از شر دشمنان
کاندر خور تماخره و تتربو شوم.سوزنی.ز راه طعنه و طنز و تماخره می گفت
خهی گذارده هریک حقوق نعمت شاه.
عمربن محمودبلخی ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
رجوع به ماده بعد شود.
تماخره. [ ت َ رَ / رِ ] ( اِ ) به سکون خای نقطه دار هم گفته اند بمعنی مطلق سخن، اعم از مطایبه و خوش طبعی و غیر آن. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(تَ خَ رِ ) (اِمص. ) ۱ - مزاح، خوش - طبعی. ۲ - مطایبه.
فرهنگ عمید
۱. سخنی که به شوخی گفته شود، مزاح.
۲. خوش طبعی.
۳. تمسخر، هزل: گر تو تماخره کنی اندر چنین سفر / بر خویشتن کنی تو نه بر من تماخره (ناصرخسرو: ۴۲۹ ).
فرهنگ فارسی
شوخی، مزاح، هزل، خوش طبعی، سخنی که بشوخی گویند
۱ -( اسم ) مزاح مسخرگی. ۲ - مطایبه خوش طبعی. ۳ - ( اسم ) سخنی که بشوخی گفته شود هزل.
به سکون خای نقطه دار هم گفته اند بمعنی مطلق سخن اعم از مطایبه و خوش طبعی و غیر آن.
ویکی واژه
مزاح، خوش - طبعی.
مطایبه.
جمله سازی با تماخره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صلصل درآید از در پند و مناصحت سارو برآید از در طنز و تماخره
💡 گر تو تماخره کنی اندر چنین سفر بر خویشتن کنی تو نه بر من تماخره
💡 نماک رونق و نو سیره بحث و کاغذ نفج بود تماخره فیرید و مشوت کنگاج
💡 لیکن نه باز گردم از شرم مردمان کاندر خور تماخره و تیز تو شوم
💡 حکایت: شنیدم که پیری بود صد ساله، پشت گوژ و دو تا گشته و بر عصا تکیه کرده و میآمد. جوانی به تماخره وی را گفت: «ای شیخ، این کمانک بر چند خریدی؟ تا من نیز یکی بخرم.» پیر گفت: «اگر عمر یابی و صبر کنی خود رایگان بهتو بخشند.»