لغت نامه دهخدا
تشاعر. [ ت َ ع ُ ] ( ع مص ) شاعری نمودن کسی که شاعر نباشد. ( زوزنی ). خود را شاعر وانمودن. ( آنندراج ). ادعای شاعری نمودن و خود را شاعر پنداشتن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تشاعر. [ ت َ ع ُ ] ( ع مص ) شاعری نمودن کسی که شاعر نباشد. ( زوزنی ). خود را شاعر وانمودن. ( آنندراج ). ادعای شاعری نمودن و خود را شاعر پنداشتن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
(تَ عُ ) [ ع. ] (مص ل. ) تظاهر به شاعری کردن.
۱. تظاهر به شاعری کردن، خود را شاعر پنداشتن یا شاعر نمایاندن.
۲. به تکلف شعر گفتن.
تظاهر به شاعری کردن.
💡 زین متنحل سخنانم مبین زین متشاعر لقبانم مدان