بریدگی. [ ب ُ دَ / دِ ] ( حامص ) شکاف. برش. قطع. جدائی. ( ناظم الاطباء ). حالت و چگونگی بریده. ( یادداشت دهخدا ). انقطاع. تشریف. فرض. قصار: أصدف؛ بریدگی کوه. ( منتهی الارب ). جَدَع؛ بریدگی بینی و جز آن. جَدعة؛ باقیمانده بریدگی. جذمة؛ بریدگی دست. شَرَص؛ بریدگی بر بینی شتر ماده. صدف؛ بریدگی کوه. ( از منتهی الارب ). فرضة؛بریدگی گوشه کمان. ( دهار ). قَصا؛ بریدگی اندک در گوش شتر و گوسپند. ( منتهی الارب ). قَضَع؛ بریدگی و گزیدگی در شکم مردم. ( از منتهی الارب ). || جایی که آنرا بریده اند، یا چنان نماید که بریده اند. ( یادداشت دهخدا ). || تقسیم. ( ناظم الاطباء ).
۱. برش.
۲. شکاف.
۳. جدایی.
۱- برش قطع جدایی. ۲- تقسیم.
{cutover, cut through} [علوم و فنّاوری غذا] شکافی که در نتیجۀ بریده شدن یا شکستن ورقه های فلزی در محل درز مضاعف به وجود می آید
[حمل ونقل درون شهری-جاده ای] ← بریدگی میانگاه
strappo
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انتهای تحتانی زند زبرین با دو سطح مفصلی که توسط ستیغی از هم جدا میشوند به استخوانهای مچ دست ارتباط پیدا میکنند. انتهای تحتانی همچنین یک برآمدگی مشخص به نام زائده نیزهای و یک سطح مفصلی به نام بریدگی زند زیرینی دارد. تنه استخوان زند زبرین تقریباً سه گوش بوده و دارای یک خمیدگی نیز هست.
💡 مصرف آلوئه بهعنوان یک گیاه طبی سابقه طولانی مدت دارد و قدمت استفاده از آن به سال ۱۷۵۰ پیش از میلاد مسیح بازمیگردد. برخی از مردم به عنوان پزشکی جایگزین، این گیاه را در گلدانهای کوچک در منازل خود به منظور درمان سوختگیها و بریدگیهای جزئی پرورش میدهند.
💡 همچنین یکی از نزدیکان محسن رضایی دربارهٔ مرگ احمد رضایی گفت: «روی مچ دست احمد رضایی آثار سه بریدگی وجود دارد، بدون آنکه لکههای خون در صحنه وجود داشته باشد و این نشان میدهد که اول قلب وی احتمالاً توسط شوک الکتریکی از کار افتاده و پس از آن بریدگیها انجام شدهاست».
💡 افتر شیو اغلب حاوی یک عامل ضد عفونیکننده مانند الکل دناتوره شده، سیترات استئارات یا فندق افسونگر است تا از عفونت بریدگیها جلوگیری و همچنین به عنوان یک قابض برای کاهش تحریک پوست عمل کند. جوهر نعنا در برخی از انواع آن برای بیحس کردن پوست تحریک شده نیز استفاده میشود.
💡 کنار فوقانی: بر روی این کنار در جلو زایده کورونوئید و در عقب زایده کوندیلار قرار دارد که در حد فاصل این دو زایده یک بریدگی وسیع بهنام شکاف زیروارهای دیده میشود.