برطرف

فرهنگ معین

(بَ طَ رَ ) [ فا - ع. ] (ص. ) از میان رفته، ناپدید شده.

ویکی واژه

از میان رفته، ناپدید شده.

جمله سازی با برطرف

💡 از آب خاکستری در کشورهایی که با مشکل کمبود آب مواجه اند استفاده می‌گردد که تا حدودی موجب برطرف شدن مشکل کم‌آبی می‌شود.

💡 دو سیه زنگی در پیش دو شهزادهٔ روم دو نوان نرگس برطرف دو گلبرگ طری

💡 در این کنفرانس خبری وزیر خارجه لهستان گفت: «تاکنون اقدامات و راه حل‌ها نتوانسته بحران‌ها در خاورمیانه را برطرف کند.»

💡 واعظا تا کی خروشی برگنهکاران عشق؟ جنت از تو، دوزخ از ما، شور و غوفا برطرف!

💡 بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرف می‌توان مرد از برای او تکلف برطرف