بدرستی

لغت نامه دهخدا

بدرستی. [ ب ِ دُ رُ ] ( ق مرکب ) بتحقیق و هرآینه. ( آنندراج ). بتحقیق. همانا. این کلمه در ترجمه اِن َّ و اَن َّ عربی استعمال شود و پس از آن «که » آید. ( از ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ فارسی معین ). قد. ان. ( ترجمان القرآن جرجانی ترتیب عادل بن علی ).

فرهنگ فارسی

بتحقیق همانا. توضیح این کلمه در ترجم. ( ان ) و ( ان ) ( بتشدید نون ) عربی استعمال شود و پس از آن ( که ) آید.

جمله سازی با بدرستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنا بدرستی که پیش شد سخنان ما، لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِینَ (۱۷۱) بندگان فرستادگان ما را.

💡 من ربح و خسارت بدرستی نشناسم بوسی ده و جانی ببر از من بغرامت

💡 رمضان آمد و شد کار صراحی از دست بدرستی که دل نازک ساغر بشکست

💡 قالَ یا قَوْمِ نوح گفت: ای قوم إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ (۲) من شما را آگاه کننده‌ای ام آشکارا بدرستی.

💡 إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً (۶) بدرستی که با هر دشواری آسانی است.