لغت نامه دهخدا
بافت شناس.[ ش ِ ] ( نف مرکب ) آگاه به نسوج. خبره در شناختن بافت. شناسا و مجرب در آزمایش بر روی بافت. نسج شناس. ( لغات مصوبه فرهنگستان ).
بافت شناس.[ ش ِ ] ( نف مرکب ) آگاه به نسوج. خبره در شناختن بافت. شناسا و مجرب در آزمایش بر روی بافت. نسج شناس. ( لغات مصوبه فرهنگستان ).
کسی که در شناختن بافت های حیوانی، گیاهی، و آزمایش آن ها تخصص دارد، نسج شناس.
( اسم ) کسی که در شناسایی و تشخیص بافتهای جانوری یا گیاهی تخصص دارد نسج شناس.
متخصص بافتشناسی.
💡 در بافتشناسی قطعههای بافت علامتگذاری شده و سپس در زیر میکروسکوپ بررسی میشوند. بر اساس این تصاویر میتوان به محل قرارگیری زیرسلولی پروتئینهای علامتگذاری شده نیز پی برد.
💡 ائوزین یک رنگ اسیدی برای رنگ آمیزی سیتوپلاسم سلولی، کلاژن و سلولهای ماهیچهای است. ائوزینوفیلیک ظاهر سلولها و ساختارهایی را که در بخشهای بافتشناسی دیده میشوند توصیف میکند که توسط ائوزین رنگ میگیرد. بهطور کلی این ساختارهای ائوزینوفیلی از پروتئین تشکیل شدهاند.
💡 آسیبشناسان پزشکی قانونی نمونههای بافت را در زیر میکروسکوپ (بافتشناسی) جمعآوری و بررسی میکنند تا وجود یا عدم وجود بیماری طبیعی و سایر یافتههای میکروسکوپی مانند وجود ذرات آزبست در ریهها یا ذرات باروت در اطراف زخم گلوله را شناسایی کنند.
💡 این بیماری یک پاپولوسکوموس و گاهی تاولی است که دارای شباهت بالینی و بافتشناسی با سایر اریتمهای نکرولیتیک مانند اریتم نکرولیتیک مهاجر، پسودوگلوکاگونوم و سندرمهای کمبود تغذیه است.
💡 آلویز برای نخستین بار در ۳۷ مین کنفرانس روانپزشکان آلمان، در سال ۱۹۰۶ به تشریح علائم و نشانههای زوال یاختههای قشر مغز و آنالیز بافتشناسی آن پرداخت.