بازماند

مترادف‌ها

باقی ماند، ماند

متضادها

رفت، از دست رفت، ناپدید شد

فرهنگستان زبان و ادب

{sequela} [پزشکی] هر اختلال یا حالت مرضی که به دنبال ابتلا به یک بیماری رخ دهد و باقی بماند

ویکی واژه

هر اختلال یا حالت مرضی که به دنبال ابتلا به یک بیماری رخ دهد و باقی بماند.

جمله سازی با بازماند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و گفت: چیزی که از آن خدای در من همی کردند من نیز روی به خدای باز کردم و گفتم الهی اگر مرا چیزی دهی که از گاه آدم تا به قیامت بر لب هیچ کس از تو نگشته بود کومن بازماندهٔ هیچکس نتوانم خورد.

💡 در اصل لوول در تیم خدمه کمکی آپولو قرار داشت و مایکل کالینز خدمه اصلی بود. با این وجود، در ژوئیه سال ۱۹۶۸، او به دلیل فتق دیسک بین مهره‌ای به زیر تیغ جراحی رفت و از همراهی بقیه بازماند.

💡 در گسترهٔ شهر دوشنبه که اکنون پایتخت تاجیکستان است، بازماندهٔ ساختمان‌هایی کشف شده که به سدهٔ پنج پیش از میلاد بر می‌گردد. در سال ۱۸۶۸ ادارهٔ روستای دوشنبه توسط دولت تزاری روسیه به امیر بخارا واگذار شد.

💡 در سال ۱۱۱۷ به قلمروی بازماندگان غزنوی لشکرکشی کرد و سلطان ارسلان‌شاه غزنوی را در نبرد غزنی شکست داد و برادر ارسلان بهرام شاه را به عنوان دست‌نشانده سلجوقی سر کار آورد.

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته است می‌توان به نبراسکا، کوهستان سرد، انتخابات، بچه‌های کوچک، میس سان‌شاین کوچولو و بازماندگان اشاره نمود.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آنها نقش داشته‌است، می‌توان به بازمانده اشاره کرد.

💡 با وجود تمام مشکلات و سختی‌هایی که در طول آن جنگ طولانی پیش آمد، تنها تعداد کمی از ساکنان آن روستای دورافتاده از سیل ویرانگر بازماند.

💡 او به طرز معجزه‌آسایی از میان تمام آن حادثه ناگوار و بسیار خطرناک، با سلامتی کامل بازماند و توانست دوباره به میان خانواده‌اش بازگردد.

💡 از میان تمام نسخه‌های خطی قدیمی که در آن کتابخانه بزرگ قرار داشت، تنها دو نسخه بسیار سالم و بدون آسیب از آتش‌سوزی بازماند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران