بازجو

کلمه «بازجو» به کسی گفته می‌شود که مسئول پرسش و تحقیق درباره جرم یا حادثه‌ای است تا حقیقت ماجرا را روشن کند. او معمولاً در سازمان‌های قضایی یا پلیسی کار می‌کند و وظیفه‌اش جمع‌آوری اطلاعات، بررسی مدارک و پرسش از مظنونان یا شاهدان است. هدف اصلی بازجويی، کشف واقعیت و ارائه گزارش دقیق برای رسیدگی قانونی است. بازجو باید با مهارت‌های روان‌شناسی، تحلیل و استدلال، پاسخ‌های درست را از افراد دریافت کند و از روش‌های قانونی و اخلاقی برای این کار استفاده نماید. در برخی موارد، او با شواهد میدانی، شهادت‌ها و مدارک اسناد، حقیقت پرونده را مشخص می‌کند. این نقش به ویژه در پرونده‌های جنایی، امنیتی و قضایی اهمیت دارد. بازجو باید بی‌طرف باشد و تنها بر اساس شواهد و واقعیت‌ها قضاوت کند.

لغت نامه دهخدا

بازجو. ( نف مرکب ) بازجوینده. محقق. مفتش. کسی که مأموریت پیدا میکند ازکسی در مورد امری یا اتهامی تحقیق و وارسی کند، یا از روی دفاتر و اسناد راستی و ناراستی کاری را معین کند. ( واژه های فرهنگستان ). تفتیش گر. ( فرهنگ رازی ).

فرهنگ معین

(اِمر. ) مأمور تحقیق.

فرهنگ عمید

کسی که از طرف دولت یا رئیس یک اداره مٲمور تحقیق و رسیدگی به امری یا کاری می شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کسی که جانب دولت یا موئ سسه ای مائ مور رسیدگی و تحقیق در امری است.

جمله سازی با بازجو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر بازجویی هنوز اندکی ست که از هفت دریا هنوز این یکی ست

💡 سرهنگ ریاض در گفتگویی با بی‌بی‌سی مرگ سه تن از گروگانهای ایرانی را تأیید کرد و گفت سایر گروگانها تحت بازجویی هستند و به محض اینکه اطلاعاتی در مورد میزان دخالت آنان در حملات به غیر نظامیان سوریه بدست آید در مورد سرنوشتشان تصمیم گرفته خواهد شد.