لغت نامه دهخدا
این قدر. [ ق َ / ق َ دَ ] ( ق مرکب ) این اندازه. این حد. ( فرهنگ فارسی معین ). این اندازه و به این بسیاری و این همه. ( ناظم الاطباء ).
این قدر. [ ق َ / ق َ دَ ] ( ق مرکب ) این اندازه. این حد. ( فرهنگ فارسی معین ). این اندازه و به این بسیاری و این همه. ( ناظم الاطباء ).
این اندازه این حد.
مرتبط با این؛ این اندازه، همین اندازه.
💡 اما چگونه این بازیگر توانستهاست، اینقدر خوب کاراکتر یک پزشک را بازی کند؟
💡 نپسندم از خود اینقدر کز دولت او ما حضر زیر نگین و خطبه در بلغار و خزران بینمش
💡 از چه رو بی وجه با ما اینقدر بیگانگی چون کند تنها دلم با اینقدر بیگانگی
💡 سرانجام در فصل ۲۰۰۹–۲۰۰۸ ایمان ونگر به الکس محقق شد و معلوم گشت که چرا آرسن اینقدر روی الکس حساب باز میکردهاست.
💡 وقتی خانم هاردی به خانه میآید با هاردی دعوا میکند که چرا اینقدر دیر کرده و وقتی لورل را میبیند از خانه میرود. بر اساس خرابکاریهای لورل خانه خراب میشود و طی مشکلاتی زن شکارچی همسایه
💡 چشم تو کار ما را سازد بیک کرشمه گر اینقدر تو ما را فرمان دهی چه باشد؟